العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

176

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

هستم و گويا اهل بهشت در نعمت بهشتى مىبينم در حالى كه بر تختهاى بهشتى برقرار و به بالشها تكيه داده و با يك ديگر در انس و الفت هستند و از طرف ديگر گويا دوزخيان را با ضجه و فرياد در عذاب الهى مشاهده مينمايم و گويا صداى غرش شعله آتش الان در اعماق گوش من است . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله پس از مشاهده اين حالت و شنيدن اين مطالب به اصحابش فرمود : اين جوان بنده‌اى است كه خدا دلش را بنور ايمان روشن ساخته و بعد به خود آن جوان فرمود مراقب و نگهدار اين حالت خود باش . جوان گفت يا رسول اللَّه دعا كن كه خدا شهادت در ركاب تو را نصيبم فرمايد حضرت هم اين دعا را در حق او نمود طولى نكشيد كه در يكى از جنگهاى پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله شركت نمود و پس از نه نفر شهيد گشت كه او شهيد دهم بود . 31 - محاسن . . . حضرت صادق عليه السّلام در تفسير اين آيه شريفه لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ سوره تكاثر فرمود يعنى اگر بطور معاينه و مشاهده ببينيد . 32 - . . . حضرت صادق عليه السّلام فرمود : رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرموده حالت يقين براى بىنيازى انسان بس است و عبادت هم براى اشتغال وقت كافى است در كتاب تمحيص همچنين نقل شده است : 33 - محاسن . . . امير مؤمنان عليه السّلام در ضمن سخنرانى خود فرمود : اى مردم . از خداوند صفت يقين را مسألت نمائيد و بسلامت و عافيت بيش از هر چيز ارزش نهيد كه مهم‌ترين نعمتها سلامتى است و بهترين حالتى كه در دل ثابت و پايدار ميماند يقين است و زيانكار كسى است كه از ناحيه دين زيان ديده باشد حالت و حالت يقين است كه انسان بايد غبطه او را داشته و آرزوى رسيدن به او را داشته باشد . حضرت سجاد عليه السّلام پس از نماز مغرب تعقيب طولانى داشت و مىنشست و از خدا نعمت يقين را درخواست ميكرد و نيز در تمحيص هم همين طور نقل كرده تا آن جمله كه فرمود : مور و غبطه و آرزو كسى است كه يقينش نيكو باشد . 34 - محاسن . . . صفوان گويد از حضرت رضا عليه السّلام در تفسير اين آيه كه خداوند بابراهيم خليل ميفرمايد أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قالَ بَلى وَ لكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي سوره بقره 260 هنگامى كه ابراهيم از خداوند تقاضاى زنده كردن مرده را نمود خداوند از ابراهيم سؤال كرد كه مگر ايمان به اين مطلب ندارى عرض كرد چرا ايمان به قدرت تو دارم ولى اين تقاضا براى رويت و ديدن مرده زنده شدن است تا در نتيجه اطمينان و آرامش دل برايم حاصل شود . صفوان گفت آيا در دل ابراهيم شكى بود ؟ فرمود نه قطعا ابراهيم داراى يقين بود ولى مقصودش اين بود كه با مشاهده و ديدن مطلب درجه بالاتر يقين و عين اليقين را بدست آورد .