العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
158
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
جمله و انحصار در اين چهار جمله منظور باشد علاوه بر اين مضامين و معانى احاديث و مطالب نقل شده اختلافى با هم ندارند فقط در اجمال و تفصيل تفاوت دارند بعضى از اخبار بطور اختصار و اجمال آن مطالب را گفته و پارهء از اخبار شرح و تفصيل بيشترى در بارهء همان مطالب دارد . و توضيح ديگرى كه در اين اخبار بايد داد اين است كه اگر در اين احاديث نسبت تعجب به خدا داده شده و تعجب در مورد جهل و معلوم نبودن علت است و با ذات خداوندى تناسب ندارد البته اين نسبت مجازى است و مقصود بيان اين مطلب است كه اين چيزها نادر است و نبايد باشد و بسيار كم است در اخبار گذشته جايى كه نسبت تعجب به خدا داده شود ديده نشد چون دو تعبير بيشتر نبود ( عجبا و عجبت ) و در اين دو مورد تعجب نسبت داده شده به كسى كه لوح را نوشته . بعضى از ارباب تحقيق در بارهء اختلاف الفاظ اين دو حديث كه مطالب لوح را نقل ميكنند گفته است اين اختلاف اخبار با اينكه همهء آنها در مقام نقل يك مطلب و يك لوح هستند اختلاف لفظى و تعبيرى است چون امكان دارد كه الفاظ لوح عربى نبوده باشد و نقل به معنا شده و تعبيرها و ترجمهها لفظا تفاوت داشته باشند و اما اختلاف معنوى كه به چشم مىخورد آنها را هم ميتوان ارجاع به يكديگر كرد مثلا در بعضى از اخبار بسم اللَّه الرحمن الرحيم هست و در بعض ديگر لا إله الا اللَّه كه تسميه و نام خدا بردن با كلمهء توحيد هر دو بيك معنا بازگشت مىكند و آن مدح و ثنا و ستايش پروردگار است و شايد هر دو در لوح بوده ولى در اخبار گاهى مدح و ثنا با تسميه و كلمهء بسم اللَّه اداء شده و گاهى با كلمهء توحيد و يا مثلا در بعضى از اخبار آمده من ايقن بالقدر لم يخش الّا اللَّه و در خبر ديگر آمده من ايقن بالقدر كيف يحزن كه نتيجهء ايمان بقضاء و قدر در آن حديث خوف نداشتن از غير خدا و در اين حديث غم و اندوه نداشتن شده اين اختلاف هم از اين نظر است كه اگر كسى يقين و ايمان به قضا و قدر داشت ميداند آنچه به او رسيده مسلما به او ميرسيد و آنچه نرسيده قطعا نميرسيد چنين شخصى اندوه و حزن به خود راه نميدهد و بجز خدا از كسى و چيزى نميترسد و همچنين كسى كه يقين به حساب دارد با ديدهء عبرت به دنيا مينگرد و دگرگونى آن را كه مىبيند دل به او نمىبندد و باقبال و رو آوردن دنيا خوشحال نميشود خلاصه اين صفات و حالات متلازم با هم و از يك ديگر منفك و جدا نميشوند و لذا در هر يك از اين روايات يكى از آنها ذكر شده و اما جملهء و ينبغى . . . تا آخر ظاهرا بيان خود حضرت رضا باشد و جزء مطالب لوح نيست و بر فرض هم اگر از مطالب لوح باشد اشكالى ندارد چون در بعضى از روايات اين قسمت نقل نشده ولى در اين روايت اين قسمت از لوح را هم نقل كردهاند و منافاتى نيست « لمن عقل عن اللَّه » يعنى كسى كه