العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
154
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
ذات ربوبى نيست . جملهء دوم مربوط به تذكر و در ياد مرگ بودن و استعداد و آمادگى براى آن و عالم پس از آن است و جملهء سوم راجع به تذكر اوضاع و احوال قيامت و روز معاد است و آن صحنهء هولناك و وحشتزا كه جايى براى سرور و دلخوشى از لذائذ دنيوى و تمايل و دل بستگى به زر و زيور ناپايدار آن باقى نميگذارد و مطلب چهارم در بارهء يقين و اعتقاد جزمى داشتن به قضا و قدر است كه موجب آرامش دل و خوف و هراس نداشتن از غير ذات مقدس خداوند ميگردد و اين چهار مطلب بزرگترين پايه و اركان ايمان و ريشهء و سرچشمهء صفات برجسته و كمالات است . لم يضحك سنّه دندانش نمىخندد تعبير بدندان ( خندهء دندان نما ) به منظور توجه به تبسم و لبخند است كه مذموم و ناپسند نيست ، بلكه ممدوح و پسنديده است و لذا خندهء رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله هميشه متبسم بود . و منصوب خواندن سنّه ( كه ظرف و مفعول فيه باشد ) به اين معنا كه چنين شخصى در تمام سنين عمر خود نمىخندد بعيد است . و البته معلوم است كسى كه در ياد مرگ و اوضاع وحشتناك پس از آن باشد هميشه در فكر بوده و اندوهناك است و مرتب خود را براى حفظ و مصونيت از آن خطرات آماده ميسازد و در اعماق قلب خود سرور و انبساطى احساس نميكند تا بخندد و همچنين يقين و ايمان به حساب و كيفر و پاداش خوشى و لذتى در دل ارباب خرد نميگذارد بماند . و همين طور كسى كه معتقد است جميع كارها و حوادث و رويدادها در قبضهء تقدير خدا است . ميداند كه زيان و ضرر و سود و نفع اين جهان و آن جهان همه و همه بدست او است نه ترسى از غير خدا دارد و نه اميدى جز به لطف او . 12 - كافى . . . صفوان جمّال گويد حضرت صادق عليه السّلام فرمود : امير مؤمنان عليه السّلام ميفرمود مزه و لذت ايمان را آن كس احساس مىكند كه بداند آنچه به او ميرسد خطاء و خلاف آن نخواهد شد و نميشود كه نرسد و آنچه مقدر نشده كه به او برسد حتما نخواهد رسيد . و بداند كه ضرر و نفع فقط در دست خداى متعال است . بيان ( و اللَّه هو الضّار النّافع ) زيان و سود فقط در دست خدا است از اين جهت كه اولا هر رقم سود و زيانى كه براى انسان پيش بيايد كلا به تقدير و مشيت او است گر چه بتوسط ديگرى باشد و اگر تقدير و مشيّت و امضاء خداوند در كار نباشد لازمهاش نقص سلطنت و محدوديت در حكومت الهى است با اينكه قدرت و حكومتش مطلقه و همه كس و همه چيز در تحت احاطه فرمان او است . و ثانيا سود و زيان حقيقى و واقعى كه سعادت و خسران اخروى و ابدى است از ناحيه ارشاد و اضلال او است ولى زيانهاى جزئى اين جهان كه از ديگران به انسان ميرسد و در آن جهان جبران مىشود ، بلكه پاداش مهمى