العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

153

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

دگرگونى و تحولات دنيا و فراز و نشيب آن را مىبيند چگونه اعتماد به آن مينمايد لا إله الّا اللَّه محمّد رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و اين نظر ابن عباس و حسن است و از حضرت صادق عليه السّلام هم روايت شده و در بعضى از روايات از اين مقدار كمتر و بيشتر نقل شده و اين قول اخير كه از امام ششم عليه السّلام هم روايت شده آن دو نظريه اول و دوم را در بردارد چون اين قول متضمن اين است كه هم مال بوده ( لوح طلا ) و هم علم - وَ كانَ أَبُوهُما صالِحاً خداوند متعال علت حفظ و حمايت از اين دو جوان را لياقت و نيكى و شايستگى پدرشان دانسته و بيان نموده ولى در بارهء خود آنان صلاحيت و شايستگى نام نبرده و از حضرت صادق عليه السّلام روايت شده كه آن شخص صالح و شايسته جد هفتم آنان بوده و حضرت فرمود خداوند باحترام صلاحيت و شايستگى شخص مؤمن امور فرزندان و فرزندان فرزندان او و افراد خانوادهء او و همسايگان اطراف او را اصلاح ميفرمايد و از نظر عزت و كرامت آن مؤمن صالح نزد خدا تمام اين افراد مورد عنايت و حفظ الهى هستند تمام شد كلام طبرسى . فَأَرادَ رَبُّكَ أَنْ يَبْلُغا أَشُدَّهُما . بيضاوى گويد يعنى اراده فرمود پروردگار اين دو پسر به حد بلوغ و كمال عقل برسند وَ يَسْتَخْرِجا كَنزَهُما رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ آن گنج محفوظ بماند و اين دو پسر پس از بلوغ گنج خود را بيرون آورند در حالتى كه مشمول رحمت خدا هستند ( كه مصدر ( رحمة ) به معناى اسم مفعول و از نظر قواعد تركيبى حال باشد ) و ممكن است علت باشد براى اراد ( اين اراده را خداوند در بارهء آن دو پسر به علت رحمت و لطفى كه دارد گرفته است ) و احتمال دارد رحمة مصدر نوعى باشد براى اراد ( اين اراده را كرده كه خود اين اراده رحمتى است از خداوند ) و گفته شده كه علت است براى فعل مخدوف كه تقدير چنين است . فعلت ما فعلت . رحمة من ربك خضر به موسى عليه السّلام ميگويد آنچه را انجام دادم به اين علت بود كه خداوند رحمت خود را شامل حال آن دو يتيم نموده ( تمام شد كلام بيضاوى ) . ما كان ذهبا و لا فضّة نفى طلا بودن و نقره بودن كنز دلالت بر اين دارد كه احاديث وارده در بارهء طلا و نقره بودن حمل بر تقيه مىشود ( البته تقيّه از مخالفين در مورد مطالب تاريخى و تفسيرى بعيد است ) و ممكن است معناى اين حديث اين باشد كه پنهان كردن و به صورت گنج قرار دادن اين لوح و محافظت نمودن خضر عليه السّلام از آن از لحاظ ماليّت و طلا و نقره بودنش نبوده فقط از لحاظ مطالبى كه در آن بوده و به منظور حفظ و نگهدارى آنها بوده است . و اما اكتفاء كردن نويسندهء آن لوح به اين چهار جمله با اينكه حقائق و مطالب علمى خيلى فراوان است و منحصر به اين جملات نيست . اين انتخاب از اين نظر است كه قسمت اول شامل مسألهء توحيد و منزه بودن خدا از آنچه شايستهء