العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)
609
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)
مالش وصيت كرد و خمس زياد مىباشد ، ولى چون خداوند به خمس راضى مىباشد از اين رو به خمس وصيت كرد در صورتى كه خداوند به ثلث هم در هنگام مرگ اجازه داده و اگر مىدانست ثلث خوب است وصيت مىكرد . بعد از آن شما فضيلت سلمان و ابو ذر را مىدانيد ، سلمان هر گاه حقوقش را مىگرفت خوراك سالش را از آن برمىداشت تا حقوق سال آيندهاش را بگيرد گفته شد يا ابا عبد اللَّه تو در عين زهد از اين كارها مىكنى ، و نمىدانى شايد امروز و يا فردا درگذرى . سلمان در پاسخ آنها گفت ، شما چرا در باره من اميد زندگى را نداريد ، همان گونه كه مىترسيد شايد من مردم ، اى نادانها مگر نمىدانيد كه نفس گاهى به صاحب خود سوء ظن پيدا مىكند در وقتى كه معيشت قابل اعتمادى نداشته باشد ، ولى هر گاه وسائل معيشت را فراهم كرد نفس او اطمينان پيدا مىكند . اما ابو ذر شترها و گوسفندهاى اندكى داشت كه بوسيله آنها زندگى مىكرد ، شير آنها را مىخورد و از گوشت آنها استفاده مىكرد ، هر گاه مهمانى بر او وارد مىشد و يا كسانى كه در كنار آب زندگى مىكردند و خصوصياتى با او داشتند از گوشت آن شتران و گوسفندان مىخوردند . ابو ذر براى اينكه مردم همسايهاش گوشتى به آنها برسد گوسفندان را براى آنها ذبح مىكرد و بين آنها تقسيم مىنمود ، و خودش هم مانند آنها قسمتى را برمىداشت و براى خود امتياز قائل نبود ، از اين بزرگوار زاهدتر شما سراغ داريد . رسول اكرم صلى اللَّه عليه و إله در باره آنها چه سخنانى فرموده و از مزايا و سجاياى اخلاقى آنان مردم را مطلع كرده است ، كار آنها به جايى رسيد كه مالك چيزى نبودند ، همانطور كه شما مردم را امر مىكنيد كه زندگى خود را رها كنند و لباسهاى خود را به دور اندازند و ايثار نمايند . اى مردم بدانيد كه پدرم از پدرانش روايت مىكرد كه رسول خدا يكى از روزها فرمود : من از مؤمن در شگفت هستم كه اگر بدن او را با مقراض قطعه قطعه كنند برايش بهتر است و اگر بين مشرق و مغرب را هم به او بدهند باز براى او خير