العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)
608
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)
حالى كه براى طلب روزى بيرون نمىگردد ، خداوند مىفرمايد : اى بنده من مگر راه روزى بدست آوردن را براى شما فراهم نكردهام و شما با اين اعضاء سالم دنبال روزى برويد . اكنون اگر دنبال روزى به روى بين من و خودت عذرى ندارى و شما از امر من متابعت كردهاى ، و بر خويشاوندانت هم تحميل نشدهاى ، اكنون اگر بخواهم تو را روزى مىدهم و اگر بخواهم بر تو زندگى را سخت مىگيرم ، و تو هم نزد من معذور مىباشى . پنجم مردى كه مال و ثروت زيادى دارد و آن را يك جا انفاق مىكند و بعد از خداوند مىخواهد او را روزى دهد ، خداوند در پاسخ او مىگويد : من به شما مال فراوانى دادم چرا ميانهرو نبودى و همه را يك جا بخشيدى و اسراف كردى در حالى كه من تو را نهى كرده بودم ، ششم مردى كه براى قطع رحم دعا مىكند كه البته مستجاب نمىگردد . بعد از اين خداوند متعال پيامبر خود را تعليم فرمود چگونه انفاق كند ، در نزد رسول اكرم صلى اللَّه عليه و إله مقدارى از بيت المال وجود داشت و پيامبر نمىخواست آن مال نزد او بماند و به خواب رود بنا بر اين سائلى آمد و پيامبر همه آن را به وى بخشيد . صبح زود كه رسول خدا از خواب برخاست چيزى در دستش نبود ، در اين هنگام سائلى رسيد ولى پيامبر چيزى نداشت به او بدهد ، سائل با ناراحتى رفت ، پيامبر خدا كه بسيار مهربان و با نيازمندان مدارا مىكرد از اين جريان ناراحت گرديد . در اين هنگام خداوند آيهاى فرستاد و فرمود : « وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً ، » خداوند فرمود : مردم نزد تو مىآيند و از تو سؤال مىكنند و از تو عذر هم قبول نمىكنند ، و اگر هر چه دارى بدهى بعدا در ناراحتى خواهد بود . اينها بودند روايات رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله كه كتاب هم آنها را گواهى مىكند و مؤمنين هم كتاب را گواهى مىكنند ، ابو بكر در هنگام مرگ خود به پنج يك از