العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

495

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

مىداشتند و در جهت عكس دنيا پرستان رفتار مىكردند . آنها رفتار مسالمت آميز را دشمن مىدانستند و سياست و چشم پوشى نداشتند ، و هر چه مردم از آن متنفر بودند مورد علاقه آنها بود ، بوسيله آنها علم كتاب روشن شد و آنها از كتاب علم و دانش فرا گرفتند . قرآن مجيد و كتاب آسمانى توسط آنها استقامت پيدا كرد ، و آنها هم به خاطر توجه به كتاب در عقائد خود راسخ شدند ، آنها به اندازه مقام و موقعيت خود اميدوارى دارند ، و غير از خدا از كسى نمىترسند . 36 - على عليه السّلام فرمود : خوشا به حال آن كس كه خود را كوچك بداند ، و كسبش پاك و نيتش شايسته باشد ، خلقش نيكو گردد ، زيادى مال خود را انفاق كند ، و زبانش را از سخن زياد باز دارد ، مردم از او در آسايش باشند ، به سنت‌ها رفتار كند و از بدعت‌ها دورى نمايد . 37 - هارون بن خارجه گويد : امام صادق عليه السّلام فرمود : موسى بن عمران سلام اللَّه عليه به اعمال مردم توجه مىكردند او در يكى از روزها نزد مردى رفت كه مشهور به عبادت و بندگى بود و بيش از همه خداوند را پرستش مىكرد . هنگام شب آن مرد درختى را تكان داد و در آن دو انار پيدا شد ، در اين هنگام گفت : اى بنده خدا تو كه هستى من تو را يك بنده صالح و شايسته مىدانم ، من مدت‌ها است كه در اين جا زندگى مىكنم و در اين درخت يك انار بيشتر نمىديدم . اكنون اگر تو بنده شايسته‌اى نبودى دو انار در آن ديده نمىشد موسى گفت : من مردى هستم كه در زمين موسى بن عمران زندگى مىكنم ، بعد از اينكه صبح شد موسى گفت : آيا عابدتر از خود سراغ دارى او از شخصى نام برد . موسى عليه السّلام گفت : پس با هم آنجا برويم ، آنها نزد آن عابد رفتند ، و هنگام شب او دو گرده نان و مقدارى آب آورد ، و گفت اى بنده خدا شما مردى صالح هستيد و من مدتى در اين جا زندگى كرده‌ام و همواره يك گرده نان به من داده مىشد . موسى عليه السّلام گفت : من مردى هستم كه در سرزمين موسى بن عمران زندگى