العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

474

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

فرمودند : با آل محمد عليهم السّلام دوستى كن اگر چه فاسق باشى ، و با دوستان آنها هم دوستى داشته باش اگر چه آنها فاسق باشند . 37 صفات بندگان نيك 1 - عمرو بن شمر گويد : گروهى نزد جابر آمدند و از وى براى ساختن مسجدى كمك خواستند جابر گفت : من در بنائى كمك نمىكنم كه مؤمن از بالاى آن سقوط كند و بميرد ، آن جماعت از نزد جابر بيرون شدند و او را به بخل و دروغ متهم كردند ، آنها روز بعد مقدارى پول جمع كردند و شروع به ساختمان نمودند در هنگام عصر پاى بناء لغزيد و سقوط كرد و درگذشت . 2 - علاء بن شريك گويد : با مردى از جعفى نزد جابر رفتيم ، و با او به طرف شام رفتيم ، و اين در هنگامى بود كه هشام او را طلب كرده بود ، هنگام ورود به مناطق سرسبز و خرم كه از كثرت اشجار سياه به نظر مىآمد در جايى فرود آمديم . در نزديك ما گوسفندانى بودند كه در كنارى آرام گرفته بودند ، ناگهان مشاهده كرديم گوسفندى از ميان آنها فرياد زد و به طرف بره‌اى متوجه شد ، در اين هنگام جابر خنديد من گفتم : چرا خنده كرديد ، گفت اين گوسفند آن بره را به طرف خود فرا خواند ولى او نيامد ، بعد گفت از اينجا دور شويد كه گرگ سال گذشته در همين جا برادرت را گرفت . علاء گويد : من با خود گفتم اكنون حقيقت اين قضيه را روشن مىكنم ، سپس نزد چوپان آمدم و گفتم : اين بره را به من مىفروشيد ، گفت خير گفتم چرا ، گفت : براى اينكه مادر اين بره چاق‌ترين ميش اين گله است و از همه بيشتر شير مىدهد . سال گذشته در همين جا گرگ بره‌اى از آن را برد ، و شيرش خشك شده و اينك كه اين بره را زائيده است باز شير مىدهد با خود گفتم جابر راست گفت ، بعد از آنجا برگشتيم و هنگامى كه نزديك پل كوفه رسيديم جابر متوجه مردى شد كه