العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

461

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

كردند ، و يك بره نيز همراه داشتند ، گفتم : اى كودك مىدانيد پدرت چه مىكند ، ما را به كارى امر مىكند ، و بعد از آن نهى مىنمايد ، به ما گفتند ابو الخطاب را دوست بداريد و بعد ما را امر كردند او را لعنت كنيم و از وى برائت حاصل نمائيم . در اين جا موسى عليه السّلام كه كودك بود گفت : خداوند گروهى را براى ايمان خلق كرده كه ايمان از آنها سلب نمىشود و ثابت مىباشد و گروهى را هم كافر آفريده كه كفر از آنها زايل نمىگردد و گروهى هم ايمان مستعار دارند كه زوال پذير مىباشند . كسانى كه ايمان عاريه دارند ايمانشان قابل سلب است و هر گاه خداوند بخواهد ايمان آنها را مىگيرد ، ابو الخطاب هم از اين طبقه مىباشد ، راوى گويد خدمت امام صادق عليه السّلام رسيدم و جريان را عرض كردم . امام فرمود : اين دنباله رو پيامبر مىباشد . 4 - اسحاق بن عمار گويد : امام صادق عليه السّلام فرمود : خداوند پيامبران را در نبوت خود ثابت قرار داده و آنها هرگز از مقام خود كنار نمىروند ، و اوصياء آنها را هم به اين طريق قرار داده است گروهى از مؤمنان هم اين چنين هستند ، گروهى هم ايمان عاريه دارند ، اگر دعا كنند و اصرار بر دعا داشته باشند با ايمان از دنيا مىروند . 5 - عيسى شلقان گويد به ابو الحسن موسى عليه السّلام كه هنوز كودك بودند گفتم : قربانت گردم اين سخنان چيست كه ما از پدر شما مىشنويم ، او يك بار ما را امر مىكرد كه از ابو الخطاب پيروى كنيم ولى اكنون ما را امر مىكند كه از وى بيزارى جوئيم . ابو الحسن عليه السّلام فرمود : خداوند پيامبرانى خلق كرده كه آنها هميشه پيامبر مىباشند ، و مؤمنان را هم طورى خلق كرده كه آنها همواره مؤمن هستند ، و در اين جا گروهى هم ايمان عاريه دارند هر گاه بخواهد آن را پايدار مىكند و اگر بخواهد آن را سلب مىنمايد . ابو الخطاب از اين قبيل مؤمنان بود كه ايمان عاريه داشتند ، هنگامى كه دروغ