العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)
457
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)
در اين جا فقط براى او روح ايمان و روح بدن باقى مىماند ، بوسيله روح ايمان خداوند را عبادت مىكند ، و به وسيله روح بدن راه مىرود و گردش مىكند ، تا آن گاه كه فرشته مرگ بيايد و او را قبض روح كند . اما ياران طرف چپ آنها اهل كتاب هستند ، خداوند در باره آنها فرمود : « الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ . » آنها رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله را شناختند و به وصى او معرفت پيدا كردند ، ولى از روى حسد و ستم حق را منكر شدند و خداوند هم روح ايمان را از آنها سلب كرد ، و سه روح را كه عبارت باشند از روح قوت ، و شهوت و بدن در آنها باقى گذاشت . بعد از اين آن جماعت را بعنوان چهارپا معرفى كرد و گفت : آنها مانند چهارپايان بلكه گمراهتر از آنها مىباشند ، زيرا حيوان چهارپا فقط با روح قوت بار مىكشد ، و با روح شهوت علف مىخورد و با روح بدن راه مىرود . 7 - زراره گويد : به حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم در باره گفته رسول اكرم صلى اللَّه عليه و إله كه فرمود : مؤمن در حال ايمان زنا نمىكند چه مىفرمائيد ، امام عليه السّلام فرمود : روح ايمان از او گرفته مىشود . عرض كردم بفرمائيد روح ايمان چيست ، فرمودند : او يك چيزى هست ، و بعد گفتند : شما لازم است اين را بفهميد ، شما متوجه هستيد كه گاهى انسان تصميم مىكرد كارى انجام دهد ولى يك چيزى او را نهى مىكند و باز مىدارد گفتم آرى چنين است ، فرمود روح ايمان همان مىباشد . 8 - محمد بن بريد گويد : ما به اتفاق عمر بن قيس ماصر و ابو حنيفه و عمر بن زر و گروهى ديگر خدمت امام صادق عليه السّلام رسيديم ، در اين هنگام از آن جناب سؤال شد ايمان چيست ، فرمود : رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله فرمودند : مؤمن شراب نمىخورد ، و دنبال دزدى نمىرود در حالى كه ايمان داشته باشد ، عمر بن زر گفت : پس ما آنهائى را كه مرتكب اين اعمال مىشوند چگونه به حساب بياوريم و چه عنوانى براى آنها بگذاريم ، امام فرمودند : همان گونه كه خداوند آنها