العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

455

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

هنگامى كه مرتكب كار زشت شد و معصيت را به جاى آورد ، از ايمانش ناقص مىگردد و مقدارى از آن كاسته مىشود ، و ايمان به وى باز نمىگردد مگر اينكه توبه كند و هر گاه بازگشت و توبه نمود خدا هم او را عفو مىكند ، ولى اگر بار ديگر مرتكب گناه شد خدا او را وارد جهنم مىكند . اما ياران طرف چپ آنها يهوديان و نصرانيان هستند ، خداوند متعال مىفرمايد : كسانى كه ما به آنها كتاب داديم او را مىشناسند همان گونه كه فرزندان خود را مىشناسند ، آنها محمد و ولايت را در توراة مىشناسند و در انجيل هم او را مشاهده مىكنند ، همان گونه كه فرزندان خود را در منازل خود مىشناسند . ولى گروهى از آنها حق را مخفى مىدارند و آن را آشكار نمىكنند در صورتى كه حقيقت امر نزد آنها روشن مىباشد ، حق از جانب خدا آمده و تو رسول او مىباشى و هيچ شكى به خود راه مده ، هنگامى كه شناخته‌ها را منكر شوند روح ايمان از آنها گرفته مىشود . بعد از اين خداوند سه روح در بدن آنها باقى مىگذارد ، و آنها عبارتند از روح قوت و روح شهوت و روح بدن و در اينجا اين گونه مردمان را به چهار پايان تشبيه كرده و گفته : « إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ » زيرا چهارپايان با روح قوت بار برمىدارند و با روح شهوت علف مىخورند و با روح بدن راه مىروند ، سائل گفت : يا امير المؤمنين روح مرا زنده كردى و به اذن خدا به بدن من جان دميدى . 4 - صباح بن سيابه گويد : خدمت حضرت صادق عليه السّلام بودم كه به آن جناب گفته شد زانى در هنگام زنا مؤمن هست فرمود : خير مؤمن نيست ، هنگامى كه روى شكم او قرار دارد ايمان از وى سلب مىگردد ، ولى هنگام فراغ از عمل بار ديگر ايمان باز مىگردد ، سؤال شد او بار ديگر به عمل خلاف رجوع مىكند ، امام فرمود : اگر تصميم گرفت برگردد ايمان هم باز نمىگردد . 5 - ابن بكير گويد : به امام باقر عليه السّلام عرض كردم رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله فرموده‌اند هر گاه مردى زنا كند روح ايمان از او جدا مىشود ، فرمودند آرى آن اشاره به آيه شريفه است كه فرمود : « وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ » و اين روح از زانى مفارقت مىكند .