العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

341

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

نمىكند اگر چه مشرك نيست ولى بزرگ را كوچك شمرده است ، و خداوند را آن طور كه هست وصف نكرده ، گفته شد : پس راه توحيد چيست ، فرمود : باب خداشناسى باز است و راه خروج هم موجود مىباشد . شناختن شخصى به عينه پيش از آن است كه صفات او را بشناسى اول بايد شخص را شناخت و بعد صفات و خصوصيات او را درك كرد ، ولى كسى كه غائب است او را با صفت هم مىتوان شناخت . گفته شد چگونه شاهد را مىتوان قبل از صفت او شناخت فرمود : نخست او را از جهت شخصى مىشناسى و بعد به خصوصيات او علم حاصل مىكنى و خود را به او شناسائى مىكنى ، در حالى كه خودت نمىتوانى بوسيله ، خويشتن خود را بشناسى ، و مىدانى آنچه در او مىباشد اختصاص به او دارد . برادران يوسف قبل از اينكه صفت او را بشناسند خودش را شناختند و گفتند : تو يوسف هستى او هم گفت : آرى من يوسف مىباشم و اين هم برادر من مىباشد ، آنها يوسف را به شخص خودش شناختند نه به چيزى ديگر . خداوند متعال مىفرمايد : ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها ، يعنى شما حق نداريد از پيش خود امامى انتخاب كنيد و با خيالات و بافته‌هاى خود او را بر حق بدانيد و دنبال گفته‌هاى او را بگيريد و يا از وى دفاع كنيد . امام عليه السّلام فرمود : خداوند با سه نفر سخن نمىگويد و روز قيامت به آنها توجهى ندارد و آنها را تزكيه و پاك نمىگرداند ، و در نتيجه آنان گرفتار عذاب سختى مىگردند هر كس درختى را بروياند كه خداوند آن را نرويانيده است . يعنى كسى كه امامى را نصب كند كه خداوند آن را منصوب نكرده ، و يا امامى را كه خداوند معين نموده است انكار كند ، و يا كسى پندارد كه براى اين دو نفر سهمى در اسلام هست ، خداوند مىفرمايد : پروردگار تو هر چه بخواهد مىآفريند و بر مىگزينند آن چه را كه براى آنها نيك باشد . امام عليه السّلام فرمود : معنى ايمان اقرار و خضوع در برابر خداوند و نزديكى و تقرب به خداوند مىباشد ، و اينكه همه واجبات را از كوچك و بزرگ انجام دهد ، از