العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

332

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

در زبان مىگويند و دل‌شان گواهى نمىدهد ، ايمان حالات مختلفى دارد كه شرح آن به طول مىانجامد ايمان بر دو قسم است ايمان قلبى و ايمان زبانى مانند ايمان منافقان در عهد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله . در آن زمان گروهى از ترس شمشير با زبان اظهار ايمان كردند و از خوف قتل مسلمان گرديدند ، آنها در زبان ايمان آوردند در حالى كه دلشان خبر نداشت ، ايمان به قلب است كه مؤمن را در برابر خداوند تسليم مىكند و هر كس كارها را به صاحبش تسليم كند تكبر نمىكند آن گونه كه شيطان تكبر كرد و بر آدم سجده ننمود . بيشتر ملت‌ها در برابر پيامبران تكبر كردند و توحيد به آنها سود نداد همان گونه كه ابليس از توحيد سودى نبرد و از آن سجده‌هاى طولانى نفعى براى او حاصل نگرديد ، او در يك سجده چهار هزار سال بسر برد و خدا را ذكر مىگفت . او از اين سجده مىخواست به دنيا برسد و عمر طولانى داشته باشد همان گونه نماز و صدقات هم بدون هدايت سودى نمىرساند و آدمى را نجات نمىدهد و حق را نشان نمىدهد ، خداوند عذر بندگان را با آيات روشن كرده و با فرستادن پيامبران آنها را ارشاد نموده است . بندگان نمىتوانند بعد از اين آيات و حجج و ادله و براهين بهانه‌اى نتراشند و عذرى بياورند ، و همواره در روى زمين علمى هست كه مردم را هدايت كند و راه حق را نشان دهد و طريق نجات را به آنان ارائه دهد ، و اين جماعت بسيار اندك مىباشند . خداوند اين مطالب و راه‌ها را براى امت‌هاى پيامبران گذشته بيان كرده و آنها را عبرت و موعظه براى آيندگان نموده و در باره قوم نوح مىفرمايد : جز اندكى به او ايمان نياوردند ، و در باره قوم موسى عليه السّلام فرموده : از قوم موسى گروهى هستند كه مردم را به طرف حق هدايت مىكنند و با حق رفتار مىنمايند . در باره حواريون عيسى عليه السّلام فرمود : كه عيسى به بنى اسرائيل گفت : كدام يك مرا در راه حق يارى مىكنيد حواريون گفتند ما تو را يارى مىكنيم و به خداوند