العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)

311

بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)

هيچ كار نيكى را از روى رياء انجام نمىدهد ، و به خاطر شرم و حياء كارى را ترك نمىكند ، همواره اهل خير است ، و شر و فساد در او راه ندارد ، اگر در ميان غافلان باشد از ذاكران به حساب مىآيد و اگر در ميان ذاكران باشد از غافلان به حساب نمىآيد . هر كس به او ظلم كند عفوش مىكند ، هر كس او را محروم كند او در عوض بخشش مىنمايد ، هر كس با وى رفت و آمد نكند او ارتباط خود را قطع نمىكند ، نيكيهاى او را همه مىنگرند ، در گفتار صادق است ، و در كردار حسن رفتار دارد ، خيرش به همه رو مىآورد و شرش از همه دور مىباشد ، مكر در او نيست و نيرنگى ندارد . در مشكلات صبور است ، در پيش آمدها شكيبا مىباشد و وقارش را از دست نمىدهد ، در هنگام وسعت و رفاه سپاسگزار است ، به كسانى كه مورد بغضش هستند ستم نمىكند و به كسانى كه مورد علاقه‌اش مىباشد گناهى روا نمىدارد . در چيزى كه متعلق به او نيست ادعائى ندارد ، و اگر چيزى در گردن دارد انكار نمىكند حق را مىشناسد قبل از اينكه شاهدى بيايد و در موردى گواهى دهد ، هر چه به او بسپارند حفظ مىكند ، و با القاب زشت مردم را خطاب نمىكند ، به هيچ كس تعدى ندارد حسد در او نيست و همسايگان را آزار نمىدهد . به مصيبت ديده شماتت نمىكنند ، امانت‌ها را اداء مىنمايد ، به طاعات مشغول مىگردد ، در كارهاى خير شتابان هست ، دنبال منكرات نمىرود ، به كارهاى نيك امر مىكند و خود هم عمل مىنمايد ، از منهيات نهى مىنمايد و خود هم بجا نمىآورد . از روى جهالت در كارها شركت نمىكند ، و به خاطر ضعف و سستى دست از حق باز نمىدارد اگر سكوت مىكند سكوت او را از اظهار حق باز نمىدارد ، و اگر سخن مىگويد از حق تجاوز نمىكند ، اگر مىخندد صدايش بلند نمىگردد ، از هر چه به او داده شده قانع است ، خشم او را از راه بيرون نمىسازد و هواى نفس بر او چيره نمىگردد .