العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)
296
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)
مجروح شده و پيشانى و سجدهگاه آنها چركين گرديده است . آنها لاغر و نحيف مىباشند و لبهايشان خشك است ، عبادت صورتهاى آنها را خشك كرده و بيدارى شبها و تشنگى و گرمى روزها بدن آنان را كهنه ساخته است ، هنگامى كه مردم سكوت مىكنند آنها تسبيح مىگويند ، و هر گاه مردم بخواب روند آنها نماز مىگذارند ، و هر گاه مردم خوشحال شوند آنها محزون مىشوند ، آنها به زهد معروف و به رحمت سخن مىگويند . 31 - محمد بن حنفيه گويد : هنگامى كه على عليه السّلام وارد بصره شدند احنف بن قيس او را براى خوردن غذا دعوت كردند و اين در هنگامى بود كه جنگ جمل تمام شده بود ، على عليه السّلام فرمود : اى احنف اصحاب مرا بگو بيايند ، در اين جا گروهى كه خشوع داشتند و سر به زير بودند وارد شدند و مانند مشكهاى كوچك خشك به نظر مىرسيدند . احنف گفت : يا امير المؤمنين اينها چرا اين چنين شدهاند ، آيا اينها غذا نخوردهاند و يا از ترس جنگ به اين روز افتادهاند ، امام عليه السّلام فرمود : نه احنف اين چنين نيست خداوند متعال گروهى را كه در دنيا به عبادت و پارسائى گذرانيدهاند دوست دارد اين جماعت بخاطر معلوماتى كه از روز قيامت دارند اين چنين شدهاند . آنها قبل از اينكه روز قيامت بيايد و اعمال و افعال آدميان عرضه گردد خود را در عرصات مىنگرند و چنين تصور مىكنند كه اكنون روز قيامت است و كوههائى از آتش آنها را احاطه كرده است و مردم براى عرض اعمال در آنجا حاضر شدهاند . گويا اكنون نامه اعمال آنها آشكار شده و مردم از كارهاى آنها مطلع شدهاند ، و رسوائى آنان بر همه روشن گرديده است از اين جهت جان آنها مىخواهد از تن بيرون رود و با بالهاى خوف پرواز كنند و اينك با جوش و خروش آماده حركت به طرف خداوند مىباشند . آنها مانند كسانى كه در شب تاريكى گرفتار و پريشان گشته باشند فرياد و ناله