العلامة المجلسي (مترجم :عطاردى)
128
بحار الأنوار (ج64) (ايمان و كفر) (فارسى)
و اين براى آن است كه او هنگامى كه به محضر خداوند مىرسد گناهى نداشته باشد . 77 - سكونى از حضرت صادق و او از پدرانش عليهم السّلام روايت مىكند كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله فرمود : بيمارى گناهان را پاك مىكند ، لحظههائى آدمى درد مىكشد گناه و معصيتها را محو مىسازد ، هنگامى كه براى انسان غم و اندوهى بيايد كفاره گناهان مىشود ، حزن و غم به اندازه بر مؤمن مسلط مىشود كه گناهى براى او باقى نمىگذارد . 78 - محمد بن مسلم گويد : عازم مدينه شدم در حالى كه مبتلا به درد بودم ، گفته شد محمد بن مسلم بيمار است ، در اين هنگام ابو جعفر عليه السّلام براى من مقدارى آشاميدنى كه روى آن را پوشانيده بودند توسط غلامى فرستادند ، غلام گفت از اين ميل كنيد امام فرموده تا من مراجعت نكردهام بايد از اين شربت بياشامى . من شربت را از او گرفتم مانند مشك خوشبو بود ، هنگامى كه از آن خوردم دريافتم شربتى گوارا و سرد است هنگامى كه آن را خوردم غلام گفت امام فرمودند هر گاه شربت را نوشيدى به طرف ما بيا ، من در فكر فرو رفتم كه من درد دارم و توانائى ندارم از جاى خود برخيزم حالا چگونه به منزل امام بروم . هنگامى كه آن شربت در معده من جاى گرفت مثل اينكه از يك بندى رها شدم و فورا از جايم برخاستم و به منزل امام عليه السّلام رفتم و اذن ورود خواستم ، امام هنگامى كه صداى مرا شنيد فرياد زد بهبودى برايت حاصل شد وارد شويد من وارد خانه شدم در حالى كه اشك از ديدگانم جارى بود . وارد اطاق امام شدم و دست و سرش را بوسيدم ، پرسيد اى محمد چرا گريه مىكنى ؟ عرض كردم قربانت گردم گريه مىكنم از اينكه از شما دور هستم و محضر شما را درك نمىكنم ، و توانائى ندارم زياد در خدمت شما توقف نمايم و از ديدن شما بهرهمند گردم . امام عليه السّلام فرمود : امّا اينكه توانائيت كم است و نمىتوانى بيشتر در نزد ما بمانى خداوند براى دوستان ما اين چنين قرار داده و آنها را مبتلا كرده است ، و اما اينكه از