العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
95
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
10 - در محاسن - 304 - بسندش از محمّد بن مسلم كه در منى نزد امام ششم عليه السّلام بودم ناگاه ابى حنيفه سوار الاغى آمد و اجازه گرفت و امام عليه السّلام به او اجازه داد و آمد و چون نشست به آن حضرت گفت : راستش ميخواهم با تو قياس گوئى كنم ، امام عليه السّلام فرمود : در دين خدا قياس نيست ، ولى من از تو از كار خرت پرسم كه چگونه است ؟ گفت : از كدام كارش پرسى ؟ فرمود : به من بگو : از اين دو داغى كه ميان دو دست او است چه باشند ؟ ابو حنيفه گفت خدا آنها را در جانوران آفريده مانند دو گوش و بينى در سر تو ، امام عليه السّلام فرمود : خدا دو گوش مرا آفريده تا بدانها بشنوم ، و دو چشمم را آفريده تا بدانها بنگرم و بينى مرا آفريده تا بدان بوى خوش و بد را يابم و اين دو داغ را براى چه آفريده ؟ و چگونه مو بر همه تن آن خر روئيده جز بر اينجا ، ابو حنيفه گفت : سبحان اللَّه ، من تو را از دين خدا پرسم و تو از من پرسشهاى كودكانه كنى برخاست و بيرون شد . محمّد بن مسلم گفته : من به آن حضرت گفتم : قربانت از او چيزى پرسيدى كه ميخواهم آن را بدانم ، فرمود : اى محمّد خدا تبارك و تعالى ميفرمايد در كتابش « البته آدمى را آفريديم در سختى 4 - البلد » يعنى در شكم مادرش سر پا ايستاده و جلو او بجلو مادر چسبيده و پسش در طرف پائين تنه مادر است ، خوراكش از خوراك مادر است و نوشابهاش از نوشابهاى كه مادرش نوشد و او را مادرش بطورى نفس ميدهد و پيمانى كه خدا از او گرفته ميان دو چشم او است . و چون زايشش نزديك شود يك فرشته آيد بنام زاجر ( راننده ) و او را براند و برگردد و بالا تنهاش بسوى پائين تنه مادرش آيد و پائين تنهاش بسوى بالا تنه مادر بر آيند تا خدا كار را بر زن و زاينده آسان كند و همه مردم را اين رسد مگر نوزادى كور و سركش و نافرمان باشد كه چونش نهيب زند برگردد و يكباره گريه كنان به زمين افتد از نهيب فرشته زاجر و پيمان را فراموش كند ، و راستش خدا همه بهائم را در درون مادرشان وارو آفريده بالا تنه آنها به پائين مادر است و پائين تنه آنها به بالاى