العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

96

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

مادر ، و اينها در زهدان وارو بمانند و سرشان ميان دو دست و دو پاى آنها است و خوراك از مادر گيرند و چون زايش آنها رسد يكباره كنده شوند و از شكم مادرشان بيرون جهند . و اين دو داغى كه ميان دستهاى آنها است همه جاى دو چشم آنها است در شكم مادرشان و آنچه در پاشنه آنها است جاى سوراخهاى بينى آنها است كه مو در آنها نروئيده و در همه جانوران هست جز در شتر كه گردنش دراز است و سرش از ميان دست و پايش در شكم مادر بيرون كشد . بيان : « تنسّمه تنسيما » يعنى اثر نفس مادر به او رسد « مگر كور و سركش باشد » يعنى نابينا يا كور دل و مخالف و در برخى نسخه‌هاى « عانى » با نونست يعنى جز آنكه خدا مقدر كرده باشد كه خود و مادرش براى زايش در سختى و رنج افتند و روشنتر اينست كه در اصل يتنا بوده بتقديم ياء دو نقطه در زير بر تاء دو نقطه در بالا و پس از آن نون ، در قاموس گفته : يتن اينست كه دو پاى نوزاد پيش از دو دستش بدر آيند . . در نهايه گفته : يتن نوزاديست كه پاهايش پيش از سرش از شكم مادرش برآيد در قاموس گفته : « مرق السهم » يعنى از سوى ديگر جهيد و زنى جنگنده بود و آبستن شد و بآواز جنگ گفتند : گفت : جنگ را بگذاريد تا فرزند بدر آيد . و بدان كه اين خبر اشاره دارد كه سر پا بودن در رحم كه كار آدمى است سخت‌تر و دشوارتر است از وضع جز او و از اين رو آيه را بدان تفسير كرده امام عليه السّلام - 11 - در محاسن - 640 - : بسندى كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله فرمود : گوسفند را باشيد چه خوب مالى خوبى است گوسفند . بيان : در كافى همين است كه : چه خوب مالى است گوسفند . 12 - در محاسن - بسندى از اسحاق بن جعفر كه امام ششم عليه السّلام به من فرمود : پسرم گوسفند برگير و شتر مگير