العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

40

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

گردانند و براى خوراك خود جز در شب با ديد نشوند و با همه صولت خود چون ترسنده و تهمت زده‌اند بىآنكه سركوبى و جلوگيرى از آدميان شده باشند و اگر نه چنين بود با آنها در خانه‌شان ميجنگيدند و بر آنها تنگ ميگرفتند . سپس سگ را از ميان اين درنده‌ها بر صاحبش مهربان ساخته و پاسبان او كرده تا شب براى پاسبانى صاحبش بر ديوارها و بامها برآيد ، و از يورش بر او جلوگيرد ، و تا آنجا به صاحبش مهر ورزد كه خود را فداى او و رمه و مالش كند و با او الفت گيرد تا بگرسنگى و جفايش بردبار است . چرا چنين الفتى در طبع سگ نهاده جز براى اينكه پاسبان باشد براى آدمى ، چشمى خيره دارد و نيشى برنده و چنگالى درنده و بنگى هراسناك تا دزد از او بترسد و از آنجا كه نگهبانى كند و هست كناره كند . اى مفضّل برخ جاندار بينديش چگونه است ؟ بينى دو چشمش جلوش بر آمده‌اند تا آنچه برابر او است بيند مبادا بديوارى برخورد يا در گودى افتد و بينى دهانش شكافى است زير نرمه بينى و اگر شكافى روى زنخ مانند آدمى بود نميتوانست با آن چيزى از زمين برگيرد ، آيا نبينى آدمى خوراك بدهن برندارد و با دست خورد كه ارجمند باشد بر خورنده‌هاى ديگر ، و چون جانداران ديگر دست خوراك بردار ندارند بينى او را از زير ، شكاف دهن داد تا علف را با آن بگيرد و بجاود و با لبان بلندش از دور و نزديك آن را برگيرد . عبرت گير از دمش و سودى كه دارد برايش ، زيرا سرپوشى است بر دبر و كس او كه هر دو را نهان سازد و بپوشاند و سود ديگرش اينكه ميان دبر و پرده‌هاى شكم او چركينى باشد كه مگس و پشه بر آن نشيند و دم بادبزنيست كه آنها را براند و سود ديگر اينكه جاندار با چرخاندنش براست و چپ از آن آسايشى دارد ، و سودهاى ديگر دارد كه در وهم نايند و هنگام نياز بدانها پديد شوند يكى اينكه بسا جاندار در لجن فرو افتد و بهترين وسيله براى رهائيش گرفتن دم او است