العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
306
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
پوست گورهخر خواستم و روغن سداب دشتى و برايم آوردند و دو انگشت بزرگ آن دختر را بستم و او فرياد زد من تو را بر زيان خود آموختم گفت : سپس از آن روغن چهار بار در بينى راست او و سه بار در چپ او ريختم و بيدرنگ مانند مرده افتاد و خدا آن دختر جوان را شفاء داد و پس از آن ديو به او بازنگشت ( حياة الحيوان 2 : 294 و 295 ) . 4 - در دلائل طبرى 89 - بسندى از حمران بن اعين ( قريب مضمون روايت شماره يك اختصاص را آورده و در شرح سخن آهو فرموده ) او ميگفت : خدا هر چه از شما به زور گرفتند بشما برگرداند و هم هر غائبى را و هر چه به دو اميد داريد و على بن الحسين را بيامرزد چنانچه بچه مرا به من باز گرداند . 5 - در حياة الحيوان : ابن خلكان در شرح حال امام جعفر صادق عليه السّلام گفته كه او از ابو حنيفه پرسيد چه گوئى در باره مجرمى كه دندان رباعيه آهو را شكسته ؟ گفت اى پسر دختر رسول اللَّه نميدانم ، فرمود : آهو دندان رباعيه ندارد و هميشه ثنى است يعنى دندان انداخته . كشاجم در كتاب المصائد و المطارد چنين حكايت كرده ( و از جوهرى براى اثبات اين معنى شعرى عربى آورده ) . دارقطنى و طبرانى در معجم اوسط از انس بن مالك بيهقى در سنن خود از ابى سعيد خدرى آوردند كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله و سلم به مردى گذشت كه آهوئى گرفته و به چوب چادر بسته بودند و آن آهو گفت : يا رسول اللَّه من زائيدهام دو نوزاد دارم برايم اجازه بگير كه آنها را شير دهم و بدانها باز گردم پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله و سلم فرمود او را رها كنيد برود نوزادانش را شير دهد و نزد شما آيد ، گفتند چه كسى ضامن ما است ؟ فرمود : من او را رها كردند و آنها را شير داد و برگشت و او را بستند ، فرمود صلى اللَّه عليه و إله و سلم آن را به من ميفروشيد ؟ گفتند از آن تو باشد يا رسول اللَّه و او را رها كردند و آن حضرت او را آزاد كرد . و در روايت زيد بن ارقم است كه چون رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله و سلم او را آزاد كرد