العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
297
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
و شكمش را باد كند و دست و پا بالا برد تا پندارند مرده است و چون جانورى به دو نزديك شود بر او جهد و او را شكار كند ، و اين حيلهاش در سگ شكارى در نگيرد بروباه گفتند : چرا بيش از سگ ميدوى ؟ گفت : من براى خود بدوم و سگ براى ديگرى . جاحظ گفته : در پخش روزى شگفت است كه گرگ روباه را بگيرد و بخورد و روباه خارپشت را و خار پشت افعى را و افعى گنجشك را و گنجشك ملخ را و ملخ جوجه زنبور را و زنبور مگس عسل را و زنبور عسل مگس را و مگس پشه را و عنكبوت مگس را ، گرگ بدنبال بچه روباه است و چون روباه بزايد برگهاى عنصل را بر در لانهاش نهد ، گرگ از آنها بگريزد . و از ابى هريره است كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله و سلم مرا از سه چيز در حال نماز باز داشت نوكزدن مانند خروس و بر سر دم نشستن چون سگ و بهر سو نگريستن چون روباه ( حياة الحيوان 1 : 130 ) 9 - در اختصاص - 300 - : بسندى از محمّد بن مسلم ( مضمون حديث شماره 2 با اندكى اختلاف در تعبير آمده ) . 10 - در حياة الحيوان است كه گرگ و شير در گرسنگى و شكيبائى بر آن با هم مخالفند ، شير پر خور و حريص و پرجوش است و با اين حال چند روز گرسنه ماند و چيزى نخورد ، و گرگ كه در بيابان تهى بسر برد و رنج بيشتر كشد چون چيزى نيابد به همان نسيم اكتفاء كند و از آن قوت گيرد ، شكمش استخوان ميان پر را هضم كند و آب كند و هسته خرما را هضم كند . كار شگفتش اينست كه يك چشمش بخوابد و ديگرى بيدار است تا چشم خواب را بس شود و آن را باز كند و ديگرى بخوابد تا با آنكه بيدار است خود را بپايد و آن خواب آسايش كند و چون برگ پياز عنصل را بمالد بيدرنگ بميرد ، و تا آنجا با گوسفند دشمن است كه اگر پوست آنها را با هم نهند پوست گوسفند بهم كشد