العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

293

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

باب دوم : روباه ، خرگوش ، گرگ و شير 1 - در كافى 4 : 397 فروع : بسندش از امام ششم عليه السّلام در تفسير قول خدا عز و جل « و هر كه باز گردد خدا از او انتقام گيرد ، 95 - المائده » فرمود : شخصى محرم رفت و روباهى گرفت و آتش بچهره او نزديك ميكرد و روباه شيون ميكرد و از پشتش حدث ميداد و يارانش او را از اين كار باز ميداشتند و آنگه روباه را رها كرد و در اين ميان كه آن مرد خواب بود مارى آمد و بدهانش رفت و او را رها نكرد تا مانند آن روباه حدث داد و سپس او را رها كرد . 2 - در دلائل طبرى - 97 - : بسندى از محمّد بن مسلم كه در راه مكه و مدينه بهمراه امام پنجم عليه السّلام بودم من بر الاغ خود راه ميبريدم و او بر استرش ناگاه گرگى از سر كوه آمد تا به امام عليه السّلام رسيد و استر برايش زانو زد تا دست بر غاشيه زين نهاد و گردن بر آورد و آن حضرت ساعتى گوش خود را به دو نزديك كرد و آنگه به او فرمود : برو كه من انجام دادم و دوان دوان برگشت ، گفتم : قربانت البته شگفتى ديدم ، فرمود : دانى چه گفت ؟ گفتم : خدا و رسولش و فرزند رسولش داناترند . گفت همسرى در اين كوه دارد كه زايش بر او سخت شده گفت : دعا كن خدا او را نجات دهد و هيچ كدام از نژاد مرا بر كسى از شيعه شما خانواده مسلط نكند ، گفتم : انجام دادم . 3 - و از همان - 115 - : بسندى از محمّد بن راشد از پدرش كه مردى نزد امام ششم عليه السّلام آمد و گفت : حكيم بن عباس كلبى در كوفه براى مردم هجو شما را ميسرايد ، فرمود : چيزى از آن را بر گرفتى ؟ گفت : آرى و برايش خواند بر دار زديم زيد شما را بر تنه درخت خرما * و نديديم كه يك مهدى بر تنه خرما بدار رود شما عثمان را با على سنجيديد از بيخردى * و عثمان بهتر از على است و پاكتر است و امام ششم دو دست لرزان خود را به آسمان بر آورد و گفت : بار خدايا اگر