العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

247

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

اينست كه چون برگ درخت بيند به دو خورد و بترسد و از پرواز بماند و بحماقت موصوف است ، از اين رو چون به او گويند : « اطرق كرا : سر به زير بخواب » به زمين چسبد . باب چهاردهم : جغد 1 - در كامل الزياره : 99 - : بسندش از حسين بن ابى غندر كه شنيدم امام ششم عليه السّلام ميفرمود : در باره جغد كه آيا كسى از شماها او را روزها ديده است ؟ به او گفته شد در روز بسا ديده نشود و جز در شب آشكار نگردد ، فرمود : هلا پيوسته در آبادانى منزل داشت و چون حسين عليه السّلام كشته شد با خود سوگند خورد در آبادانى مأوى نكند هرگز و مأوى نگيرد جز در ويرانه ، و پيوسته روزها روزه است و اندوهگين تا شب او را فرا گيرد و چون شب برود درآيد پيوسته بنالد بر حسين عليه السّلام تا بامداد كند . 2 - و از همان : بسندى از حسين بن على بن صاعد بربرى نگهبان قبر امام هشتم عليه السّلام كه پدرم گفت : نزد امام هشتم عليه السّلام رفتم و به من فرمود : مردم چه ميگويند ؟ گويد : گفتم : قربانت آمديم از شما بپرسيم ، فرمود : اين جغد را ميبينيد در زمان جدم رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله در خانه‌ها و كاخ‌ها بود و چون مردم غذا ميخوردند پر ميزد و در برابر آنها مىافتاد و خوراك برايش مىانداختند و مىنوشيد و بجاى خود برميگشت ، و چون حسين بن على عليه السّلام كشته شد از آبادانى بويرانه و كوهها و بيابانها رفت و گفت : چه بد امتى باشيد شما كشتيد پسر پيغمبر خود را و من شما را بر خود امين ندانم . 3 - و از همان : بسندش از مردى كه امام ششم فرمود : راستى جغد روزه دارد روز را و چون افطار كند ديوانه حسين عليه السّلام باشد و اندوه خورد تا بامداد . 4 - در كامل الزيارة : بسندش از حسن بن على ميثمى كه امام ششم عليه السّلام به من فرمود : اى ابا يعقوب هرگز جغدى را ديدى در روز آواز دهد و بگردد ؟ گفتم نه