العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

192

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

برابرش و شيون ميكرد و پريشان بود فرمود : ميدانى چه ميگويد ؟ گفتم : نه ، به من فرمود : ميگويد : مارى ميخواهد بچه‌هايم را در خانه بخورد ، برخيز و اين تسمه را بگير و برو در خانه و مار را بكش و برخاستم تسمه را گرفتم و به خانه درآمدم و ناگاه مارى در آن ميچرخيد و او را كشتم . 11 - در فقيه - 3 : 221 - : بسندش از حلبى كه از امام ششم عليه السّلام پرسيد از كشتن مارها ، فرمود : هر چه در بيابان يافتى بكش جز جانّ ، و نهى كرد از كشتن مارهاى خانگى ، و فرمود : آنها را از ترس پىگيريشان وامگذار زيرا يهود در زمان پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله گفتند : هر كه مار خانگى را بكشد چنين و چنان شود و پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله فرمود : هر كه آنها را از ترس پىگيريشان وانهد از من نيست ، و همانا آنها را وانهيم چون زيانى به تو نرسانند ، فرمود : بسا در خانه‌هاشان آنها را كشت . بيان : دميرى گفته : جانّ مار سفيد است و گفتند : مار خرد و جوهرى گفته : مار سفيد . فيروزآبادى گفته : ماريست سياه چشم و بىآزار و در خانه‌ها بسيار . در نهايه - 2 : 144 - گفته : در حديث كشتن مارها است كه : براى اين خانه‌ها عوامريست چون از آنها چيزى ديديد به آنها سه بار اخطار كنيد » عوامر مارهاى خانگى باشند و آن را عامر و عامره گويند كه عمر دراز دارند . 12 - در تهذيب : بسندش : از امام ششم عليه السّلام كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله نهى كرد از اينكه آنچه مورچه به دهان و دست و پايش آورد بخورند . بيان : نهى بنا بمشهور حمل بر كراهت شده . دميرى : ( آن را مكروه دانسته و حديث 12 - بسند حافظ ابو نعيم تا رسول خدا را دليل آن آورده ) ( 2 : 267 - حياة الحيوان ) . 13 - در بصائر - 245 - چاپ تبريز : بسندش از عبد اللَّه بن فرقد كه با امام ششم به مكه ميرفتيم تا به سرف رسيديم كلاغى برابر آن حضرت آمد و به روى وى بنگى زد ، فرمود : از گرسنگى بمير تو چيزى ندانى جز ما آن را بدانيم جز اينكه