العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
191
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
موش و موش نيست ولى اين نام را دارد ، و در بستانها و بيشهها است ، و ميگردد بدنبال گياهان زهردار تا آنها را بخورد چون زيانش ندارند ، و بسيار بدنبال بيش باشد و موش ذات النطاق موشى است كه نقطههاى سفيد دارد و بالا تنهاش سياه است و آن را بزنى مانند كردند كه كمربند بسته روى دو پيراهن رنگين و بالائى را روى زيرى افكنده - قزوينى چنين گفته : و اما فاره مشك را جاحظ گفته : دو نوع است : 1 - جانوريست در بلاد تبّت كه براى نافش شكار شود ، و چون شكارش كنند سرازير بسته شود تا خونش در ناف گرد آيد وانگه سرش ببرند و بسيار كس نزد ما باشند كه آن را بخورند . 2 - موشهاى سياه خانگى كه بوى مشك دهند و مشك ندارند . و اما فارهء شتر را در صحاح گفته ، بوى خوش آنها است چون گياه گلدار بچرند و بر سر آب روند و باز آيند و بوى خوشى پراكنده سازند و آن بو را فاره شتر گويند خوردن هر نوع موش حرامست جز يربوع و خوردن دم زده موش مكروه است . 8 - عياشى : از محمّد بن يوسف از پدرش كه پرسيدم از ابى جعفر عليه السّلام از قول خدا « و وحى كرد پروردگارت به زنبور عسل » فرمود مقصود الهام است . 9 - در كافى - : 246 - بسندش از امام هفتم عليه السّلام كه قحطى سختى در عهد سليمان بن داود عليه السّلام دچار مردم شد و به او شكوه كردند و از او خواستند كه براشان باران خواهد ، به آنها گفت : نماز بامداد را كه خواندم ميروم ، و چون نماز بامداد را خواند رفت و آنها هم رفتند ، و چون ميان راه بودند ناگاه مورچهاى ديدند كه دو دست به آسمان برآورده و دو پا به زمين نهاده و ميگويد : بار خدايا ما از آفريدههاى توايم و بىنياز از روزى تو نيستيم ما را بگناه آدميزاده نابود مكن فرمود : سليمان گفت : برگرديد كه براى جز خود سيراب شديد ، و بارانى در آن سال بدانها باريد كه مانندش را نديده بودند . 10 - در خرائج : از سليمان جعفرى از امام رضا عليه السّلام كه گنجشكى افتاد