العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
184
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
و گفته : اسود سالخ نوعى افعى است كه پر سياه است و هر سال پوست گزارد و سالخ نام گرفته ، و در دو صحيح است كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله فرمانداد در حال نماز دو سياه را بكشند كه كژدم و مارند ( حياة الحيوان 1 : 19 ) و بيهقى روايت كرده از ابن عباس كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله چون نيازى داشت بسيار دور ميشد روزى براى حاجت رفت و زير درختى نشست و دو كفش خود را درآورد گفت : بعد يكى را به پا كرد و پرندهاى آمد و كفش ديگر را ربود و به آسمان چرخيد و يك افعى سياه سالخ از آن افتاد و پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله فرمود : اين كرامتى است كه خدا مرا بدان گرامى داشت « بار خدايا به تو پناه برم از شر هر چه بر دو پا راه رود و از شرّ هر چه بر چهار پا رود و از شر هر چه بر شكم رود ( حياة الحيوان 1 : 17 ) . و گفته است كژدم از خزندهها است ، سياه و سبز و زرد دارد همه كشندهاند و سبز از همه بدتر است ، طبعش آبى است و پر بچه است و همه نوعش چون آبستن شود مرگش در آنست كه بزايد ، زيرا چون بچههايش درست شوند شكم او را بخورند و بيرون آيند و مادر بميرد ، جاحظ اين گفته را نپسنديده و گفته : ثقهاى به من گزارش داد كه كژدم از دهنش زايد و بچههايش كه به اندازه شپش باشند و فراوان بدوش كشد ، و آنچه جاحظ گفته همان درست است . و كژدم در بدترين وضع است چون آبستن باشد و هشت پا دارد و چشمش در پشت او است ، و از كار شگفت او است كه مرده را نزند و نه خواب را تا چيزى از تنش بجنبد كه آن وقت او را بزند ، و با چسنهها ماوى كند و سازگار باشد ، و بسا افعى را بگزد و او را بكشد ، و همديگر را بگزند و بميرند . جاحظ آن را گفته : و روشش اينست كه چون آدمى را گزد بگريزد مانند اينكه از كيفر بترسد ، و از لطف كارش اينست كه فيل و شتر را با خرديش ميكشد بگزيدن ، و يكنوع كژدمها پرندهاند و اين نوع بيشتر كشنده است و گفتهاند فروش مورچه در نصيبين درست است چون با آن كژدمهاى پرنده را درمان كنند . و از عايشه روايت است كه على بن ابى طالب عليه السّلام نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله آمد