العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

185

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

و او در نماز بود و كنارش ايستاد و با نمازش نماز ميخواند ، كژدمى آمد تا برسول خدا صلى اللَّه عليه و إله و سلم رسيد و او را رها كرد و بسوى على عليه السّلام رفت و آن را با نعل خود زد تا كشت و رسول خدا بكشتن آن عيبى نديد . و ابن ماجه از ابى رافع روايت كرده كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله و سلم كژدمى را كشت با اينكه نماز ميخواند ، و از عايشه آورده كه كژدمى پيغمبر را در نمازش گزيد فرمود : خدا كژدم را لعنت كند كه نه نمازگزار را وانهد و نه جز او را ، او را در حلّ و حرم بكشيد . و ابو نعيم و ديگران از على عليه السّلام روايت كردند كه كژدمى در نماز پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله را گزيد و چون فارغ شد فرمود خدا لعنت كند كژدم را واننهد نماز خوان و نماز نمازنخوان را و نه پيغمبر و نه جز او را جز آنكه او را ميگزد ، و نعلش را گرفت و او را كشت و آب و نمك خواست و بدان ميكشيد و قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ و معوّذتين ميخواند ( حياة الحيوان 2 : 93 - 95 ) و گفته : كلاغ معروف است و براى سياهيش او را غراب نامند و چند نوع است : غداف ، زاغ ، اكحل ، كلاغ زراعت و اورق و اين دسته هر چه شنود بازگو كند ، و غراب اعصم كميابست و عرب گفتند نايابتر است از كلاغ اعصم ، و رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله و سلم فرموده نمونه زن خوب در زنان چون يك كلاغ اعصم است ميان صد كلاغ و در روايت است كه گفتند : يا رسول اللَّه غراب اعصم چيست ؟ فرمود : كلاغى كه يك پايش سفيد است . در احياء گفته : كلاغ اعصم شكم سفيد است و گفتند : دو بال سفيد ، و گفتند : دو پا سفيد . و كلاغ شب ، جاحظ گفته : كلاغى است كه خوى كلاغ را رها كرده و خوى جغد را گرفته و از پرنده‌هاى شب است . ارسطو گفته : كلاغ چهار رسته است : سياه تيره ، ابلق ، و كلاغچه كه كنار پرهاش سفيد است و تنش نازك و دانه مىخورد و سياه طاوسى كه پرهايش برقى