العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
182
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
نوشانده شديد . 3 - در كافى - 4 - 363 - : بسندى از امام ششم عليه السّلام كه محرم از هر چه ترسد از درندهها يا مارها آن را بكشد و اگر به او يورش نكنند او هم قصد او آنها را نكند . 4 - و از همان : بسندش از امام ششم عليه السّلام كه چون محرم شدى بترس از خدا از كشتن هر جانورى جز افعى و كژدم و موش كه مشك را سست سازد و خانه را به آتش كشد ، و اما كژدم پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله دست براى سنگى دراز كرد و آن حضرت را گزيد و فرمود : خدايت لعنت كند نه نيكى را وانهى و نه بدى را ، و چون مار قصد تو كرد او را بكش ، و اگر نه مكش ، و سگ گزنده و درنده اگر به تو يورش بردند آنها را بكش و گر نه آهنگ آنها مكن ، و آن سياه مكار را در هر حال بكش و بكلاغ و لاشخور كه بر پشت شتر تو نشينند سنگ پران . بيان : « توهى السقاء » يعنى مشك شكافد يا بندش را بخورد و آبش را بريزد و خانه را به آتش كشد بر خانواده ، زيرا فتيله را ميكشد و خانه را ميسوزاند ، در قاموس گفته : اسود ماريست بزرگ ، و اسودان مار است و كژدم ، و آن را مكار وصف كرده ، چون كمين كند و بناگاه بگيرد ، صاحب منتقى گفته در قاموس غدر الليل يعنى شب تاريك شد ، و گويا كنايه است از شدّت سياهى مار و سبع ذكر خاص است پس از عام يا مقصود اكمل افراد است كه شير باشد يا گفتهاند كه گرگ است . 5 - در قرب الاسناد : 66 - بسندش از على عليه السّلام كه محرم بكشد هر چه بر او يورش كند از درنده يا جز آن و بكشد زنبور ، كژدم ، مار و كركس ، گرگ ، شير و هر درنده كه ترسد بر او حمله كند و هم سگ گزنده 6 - در كافى : بسندش از امام ششم عليه السّلام كه كشته شود در حرم و در حال احرام افعى و سياه مكار و هر مار بد و كژدم و موش كه فويسقه است و رانده شود كلاغ و لاشخور بپرتاب سنگ ، و اگر به تو دزدانى تعرض كردند در برابر آنها دفاع كن