العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

152

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

بناحق او را نزند ، جز به اندازه توانش بر او بار نكند ، و بيش از طاقتش او را راه نبرد و در حال توقف به پشت او نماند به اندازه فرصت ميان دو دوش شير . و به همين سند كه رسول خدا فرمود : پشت دابه را كرسى خود نسازيد . بسا دابه كه از سوار بر خود بهتر است و براى خدا فرمان برتر و بيشتر ياد خدا تعالى كند . و به همين سند : از على عليه السّلام كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله نهى كرد چهره دابه‌ها را داغ نهند زيرا بسپاس پروردگار خود تسبيح گويند . و به همين سند كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله فرمود : زنها را گردن بند آويزند گرچه با بند نعلين باشد و اسبان را گردن بند بنديد و آنها را با زه كمان كردن بند نكنيد 18 - در مجازات النبويه - 165 - : فرمود صلى اللَّه عليه و إله قلّدوا الخيل و لا تقلدوها بالاوتار . سيد رضى - گفته : اين استعاره است و دو تفسير دارد 1 - مقصود غدقن از خونخواهى دوران جاهليت باشد كه سوار اسبها چپاول ميكردند و آتش خونخواهى را مىافروختند ، و مقصود اينست كه اين خوى جاهلى را گردن گير اسبان نسازيد و سوار بر آنها بدان نشتابيد ، و گويا فرموده صلى اللَّه عليه و إله دنبال كردن دشمنان دين و دفاع از مسلمين را گردنگير اسبها كنيد نه خونخواهى دوران جاهليت و كشتار از روى تعصب و حميت را . 2 - معنى ديگر كه معنى مجازى نيست مقصود اينست كه زه كمان را گردن بند اسبان نكنيد تا مبادا در چريدن از درختها به گردن آنها گير كند و آنها را خفه كند يا از چرا بازدارند ، يا اينكه معتقد بودند گردن بند زه كمان مايه رفع چشم زخم است و دعا و حرز آنها است و منظور از نهى اينست كه اثر ندارد و از حذر جلو نگيرد و همانا خدا سبحانه رافع و كافى و پناه و نگهدار است ، و مؤيد اين تفسير است كه آن حضرت در روايتى فرمود تا زهها را از گردن اسبها پاره كنند . و گردن بند اسبان را تفسير ديگر است و آن اينست كه چون عرب نيرومند