العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
153
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
و پيروز ميشد عمامهها را به گردن اسبهاى خود مىبست و گفتند معاويه چون بر كار خلافت چيره شد و پس از صلح امام حسن عليه السّلام بكوفه آمد با اسبان خود چنين كرد . گويم : ابن اثير در نهايه همه اين وجوه را جز آخرى ياد كرده . 19 - در مجازات النبويه - 167 - پيغمبر فرمود : چون در دشتهاى سبز و پرگياه سفر كنيد بمركوبهاى خود دندانهاشان را بدهيد . و اين تعبير از اينست كه مركوب خود را فرصت دهيد تا از گياه و سبزهء بيابان و راه خوب بچرد و سير شود و دندانهاى خود را در چريدن به كار اندازد چنانچه گويند مهار اسب و پاكش را به دو ده يعنى بگذار آزاد بدود و گردن كشد و گام زند . و نزد من تفسير ديگر هم دارد و آن اينست كه بگذاريد بچرند و فربه شوند و اسلحه دفاع يابند چون شتر و مركوب فربه در چشم صاحبش عزيز است و او را نكشد و نبخشد و فربهى را سلاح دفاع آنها نموده است از كشتن و پى شدن . 20 - در فقيه ( ج 2 ص 191 ) : بسندش از ايوب بن اعين كه شنيدم وليد بن صبيح به امام ششم عليه السّلام ميگفت : ابو حنيفه هلال ذيحجه را در قادسيه ديده و با ما در عرفه حاضر شده ، فرمود : اين نه نماز دارد و نه حج . و على بن الحسين عليه السّلام 40 بار با شتر خود به حج رفت و يك تازيانه بدان نزد . و از همان ( ص 192 ) كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله با مرثد بن ابى مرثد غنوى در سفر بدر بر يك شتر بنوبه سوار ميشدند . 21 - در فقيه : كه على عليه السّلام در باره دواب فرمود : به روى آنها نزنيد و لعنشان نكنيد كه خدا عز و جل لعن كن آنها را لعن كند . و در خبر ديگر است كه چهرهها را زشت نسازيد و پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله فرموده