العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
14
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
آب راه روند چون خرچنگ و برخى بخزند چون كرم . جانوران خشكى هم از دو نظر حال آنها سنجيده شود . يكم برخى از راه دهان يا بينى نفس كشند و برخى چنين نفس نكشند مانند زنبور و مگس عسل دوم : برخى جانوران زمين جايگاه مشخصى دارند ، و برخى هر شبى جايى بسر برند جز اينكه بچه آرند و براى پرستاريش بر سر آن بمانند ، و آنها كه جا دارند برخى بر قله تپههايند و برخى روى زمين . سوم : جانور خشكى پرنده به دو بال با دو پا راه رود و راه رفتن برخى دشوار باشد بر او چون خطاف بزرگ و شب پره و اما آنكه بالش پوست يا پرده است پا ندارد چون نوعى مار پرنده در حبشه چهارم - پرندهها مختلفند برخى با هم زندگى كنند مانند كراكى و برخى تنها مانند عقاب و همه پرندههاى شكارى كه بر سر طعمه ستيزه دارند و براى شكار كوشايند ، برخى جفت هم زندگى كنند چون قطا ، برخى گاهى با هم و گاهى تنها ، سپس آنكه تنها است بسا شهريست و بسا بيابانى و بسا در باغها زندگى كند ميان همه جانداران تنها آدمى است كه نميتواند تنها زندگى كند ، زيرا وسيله زندگى و معاشش بشركت در مدينه است و زنبور عسل و برخى پروانهها هم در اجتماعى بودن چون آدميند ولى حدا و كراكى پيرو يك رئيس باشند و مورچه اجتماعى است و رئيس ندارند . پنجم : پرندهها گوشت خوار دارند و دانه چين و گياه خوار و برخى چون مگس عسل تنها از گل تغذيه كند و عنكبوت تنها از مگس و برخى با هم يك خوراك دارند . و اما بخش سوم جانوريست كه يك بار آبيست و يك بار در خشكى و گويند جانوريست كه در دريا زندگى كند و آنگه به خشكى رود و در آن بماند . تقسيم سوم : برخى جانوران بطبع خود مأنوسند با هم ( چون آدمى و برخى