العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

137

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

بنى نجار و همراهش بوديم و ناگاه او را يك‌ور كرد و نزديك بود بيندازدش ، ناگاه شش تا چهار گور در آنجا بود و فرمود : چه كسى مرده‌هاى اين گورها را ميشناسد مردى گفت : من ، فرمود : كى اينها مردند ؟ فرمود بت پرست مردند ، پس فرمود : اين امت در گور خود گرفتار شوند ، اگر نبود كه همدگر را بگور ميكردند البته دعا ميكردم خدا عذاب گور را بشما شنواند چونان كه من شنوم . سپس رو بسوى ما كرد و فرمود : پناه بريد به خدا از عذاب قبر ، گفتيم پناه به خدا از عذاب گور ، فرمود : به خدا پناه بريد از هر فتنه آشكار باشد يا نهان گفتيم پناه به خدا از هر فتنه آشكار باشد يا نهان ، فرمود : به خدا پناه بريد از دجال ، گفتيم پناه به خدا از دجّال . و در مجمع اوسط طبرانى است از حديث انس ، گفت : مسلمانان روز حنين گريزان شدند و رسول خدا سوار بر استر شهباء خود بود بنام دلدل و رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم به او فرمود : اى دلدل فرو شو و شكم خود را به زمين چسباند تا پيغمبر مشتى خاك بر گرفت و به روى آنها پاشيد و فرمود : ( حم لا ينصرون ) گفت پس آن مردم گريزان شدند ، و تيرى بدانها نزديم و نيزه‌اى بدانها فرو نكرديم و شمشيرى بدانها نياختيم « 1 » . و در آنست از حديث شيبة بن عثمان كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله بعمويش عباس فرمود در روز حنين كه از خاك به من بده ، و خدا سخنش را به استر فهماند و او فروشد تا نزديك شد شكمش به زمين رسد ، و رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم مشتى ريگ برگرفت و بچهره آنها پاشيد و فرمود : زشت باد اين چهره‌ها « حم ، لا ينصرون » .

--> ( 1 ) در نهايه - 1 : 296 - در حديث جهاد است كه چون شبيخون ديديد بگوئيد : حم لا ينصرون ، گفتند يعنى « بار خدايا يارى نميشوند » و منظور خبر است نه دعاء زيرا اگر دعا باشد بايدش گفت : « لا ينصروا » بجزم و گويا فرموده به خدا پيروز نشوند و گفتند : سوره‌هاى حم‌دار شرافتى دارند و خدا آگهى كرده كه براى شرف آنها از آنها كمك گرفته شود براى فرو آمدن نصرت از خدا ( از پاورقى ص 192 ) .