العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
126
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
فرود آمده ، و در باره نفقه بر اسبان و مانند آن مجرى است . 36 - در شهاب است كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله فرمود : خير بكاكلهاى اسبان بسته است تا روز رستاخيز . 37 - و فرمود صلى اللَّه عليه و إله ميمنت اسبان در سرخ رنگ آنها است . در ضوء گفته : خير بهره نيك است و عكسش شرّ است ، خيل باسب سوار گويند و هم باسب تنها ، نخست چون قول او صلى اللَّه عليه و إله « يا خيل اللَّه اركبى » و دوم قول رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله « بخشيدم به تو زكات خيل را » يعنى زكات اسبها را ، و آن را خيل نامند چون خودش تكبرى دارد و هم سوارش . و از اين رو گفتند : هيچ كس بر اسب سوار نشود جز در خود كبرى يابد ، و در گفته عجم است كه « چون روستائى بر اسب سوار شود خدا را فراموش كند . » و منظور حديث ستايش اسب است براى كار آمديش در جهاد كه اگر نبود شهرى گشوده نميشد و بر بلاد كفار دست اندازى فراهم نميشد ، و پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله و يارانش پس از وى از آن كمك گرفتند براى غلبه بر دشمن و جهانگيرى و نشر دعوت اسلام و اگر از نيروى آن نبود اين پيشرفت براشان فراهم نشده بود ، و آن از ابزار ويژهء نبرد و ساز و برگى است دشمن ترسانتر ، و كاكل را ياد كرده براى آنكه نخست عضويست كه با آن روبرو شوى و بالعكس . و از وهب بن منبّه روايت است كه چون خدا خواست اسب را آفريند بباد جنوب فرمود : من از تو آفريننده باشم آفريدهاى كه عزت دوستان و جلال اهل طاعتم سازمش و از آن مشتى برگرفت و اسبى آفريد و فرمود : تو را فرس ناميدم و عربى ساختم ، و خير بكاكل تو بسته است ، و غنيمت بر پشت تو بدست آيد ، تو را بىبال پرنده كردم ، با تو طلب شود و با تو گريز ميسّر گردد . و روايت است كه تميم دارى با اينكه حكمران بيت المقدس بود خودش جو اسبش را پاك ميكرد ، گفتند : كاش آن را به ديگرى واگذار ميكردى ، گفت از رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله شنيدم هر كه جو اسبش را پاك كند ، و برخيزد و آن را در آخورش