العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

127

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

ريزد ، خدا بشمار هر جو حسنه برايش نويسد . و از انس بن مالك است كه آن را برآورده تا گفته : يك روز مرز دارى در راه خدا بهتر از اينست كه كسى در خانه خود 360 روز عبادت كند كه هر روزش هزار سال باشد : و پيوسته عرب اسبان خود را ارجمند ميداشتند چنانچه اشعارشان بدان گويا است . خاندان گرسنه مانند و شود اسبم سير و چنانچه گفته است : بهنگام هراس از گل بود به و جز آن كه شمارش بدرازا كشد ، روش تازيان در جاهليت اين بود كه براى سه چيز ، قبيله‌اى بشادباش ديگرى ميرفتند : براى تبريك ولادت پسرى پدر دار ، براى زايش كره اسبى اصيل و يا نبوغ شاعرى شيوا ، سود حديث آگهى به والائى اسب است و وادارى بگرامى داشتن آن ، راوى حديث ابن عمر است ، و در حديث دوم يمن را كه بركت و فزونيست از اسب دانسته و عكس آن شومى است ، و شقره در آدمى سرخى زلالى است كه بسفيدى زند و در اسب سرخى زلالى كه يال و دم را فراگيرد و اگر سياه باشند كميت باشد ، و شقره در شتر سرخى تنديست ، شقر به گل شقائق نعمان گويند و طرفه گفته : بيكباره جامى زدند آن گروه * دگر باره بر اسب خوبى چه شقر شقره لقب حارث بن تميم بن مرّه است و منسوب به دو را شقرى خوانند و مايه اين واژه سرخى است . و در حديث ديگر است كه : ميمنت اسب در سرخى است ، و بچسبيد باسب كميت پيشانى سفيد و دست و پا سفيد يا اسب سرخ ، و يال و دمشان را نچينيد . و از ابى قتاده انصاريست كه مردى گفت : يا رسول اللَّه ميخواهم اسبى بخرم