العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

114

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

گويند و مفرد ندارد يا مفردش خائل است چون بتكبر راه رود ، و جوهرى گفته : جواد اسب رهوار است و جمع آن جياد و اجياد است كه اجياد نام كوهى است در مكه كه براى اينكه جايگاه اسبهاى تبّع شد اين نام را گرفت ، و قيقعان هم ناميده شد كه جاى اسلحه او بود ، و در قاموس گفته : اجياد : گوسفند است و زمينى يا كوهى در مكه كه جاى اسبهاى تبّع بوده - پايان - و اين خبر دلالت دارد كه نام كوه جياد است بىالف و بسا كه الف از زبان راويان يا خامه نسخه برداران افتاده باشد و مؤيدش آنست كه دميرى آن را از ابن عباس بلفظ اجياد روايت كرده كه بيايد و اينكه گفته دل او را بردند الخ در برخى نسخه‌ها نيست و گويا مصنف در پايان او را قلم زده چون مخالف عقيده او است در اين داستان چنانچه بتفصيل در باب خود گذشت ، و اين موافق روايت مخالفين است . 6 - در كافى - 5 - 47 فروع - : بسندش از امام ششم عليه السّلام كه اسب در بلاد عرب وحشى بود و ابراهيم و اسماعيل به كوه جياد برآمدند و فرياد كردند ، الا هلمّ الا هلم ، فرمود : اسبى نماند جز فرمانبر آنها شد در محاسن - 630 - از چند كس مانندش آمده 7 - در حياة الحيوان - 1 : 224 و 225 - بنقل از تاريخ نيشابورى بسندش از امام يكم عليه السّلام كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله فرمود : چون خدا خواست اسب را آفريند بباد جنوب فرمود : من از تو خلقى آفرينم و او را عزت دوستان خود و زبونى دشمنانم و جلال فرمانبرانم سازم ، به او گفت پروردگارا بيافرين و از آن مشتى برگرفت و اسبى آفريد و فرمود تو را عربى آفريدم و خير را به پيشانى تو بستم و غنيمت‌ها را بدوش تو فراهم كردم و تو را در وسعت روزى جاى دادم و ديگر جانوران را كمك كار تو ساختم ، و صاحبت را بر تو مهربان كردم و تو را بىبال پرنده نمودم ، تو براى جستن هستى و براى گريختن ، و بر پشت تو مردانى آورم كه مرا تسبيح گويند و تهليل و سپاس و تكبير ، سپس فرمود تسبيح و تهليل و تكبيرى صاحبش نگويد جز كه او بمانندش پاسخ گويد :