العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
115
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
فرمود : چون فرشتهها آفرينش اسب را شنيدند گفتند : پروردگارا ما فرشتههاى تو تسبيح تو گوئيم و سپاست كنيم و تهليل تو گوئيم ، براى ما چه باشد ؟ و خدا برايشان اسبها آفريد با گردنهائى چون گردن شتر بختى كه كمك دهند بهر كه خواهد از پيغمبران و رسولانش ، فرمود : چون قوائم اسب بر زمين استوار شدند ، خدا به دو فرمود : با شيهه تو مشركان را خوار كنم و گوششان را از آن پر كنم و آنها را زبون كنم و در دلشان هراس افكنم . فرمود : چون خدا هر چيزى را بآدم عرضه كرد كه آفريده بود به او فرمود : برگزين از آفريدههايم آنچه خواهى ، و اسب را برگزيد و به او گفته شد : برگزيدى عزت خود و عزت فرزندانت را تا هميشه كه بپايند و بمانند تا پايان روزگار . سپس فرمود : نخست كسى كه بر آن سوار شد اسماعيل عليه السّلام بود و از اين رو عراب نام گرفت ، و پيش از آن وحشى بود چون وحشيان ديگر ، و چون خدا تعالى با ابراهيم و اسماعيل رخصت داد تا پايههاى خانه كعبه را برآوردند فرمود عزّ و جلّ من بشما گنجى دهم كه براى شما ذخيرهاش كردم ، سپس خداى تعالى باسماعيل وحى كرد كه برون شو و آن گنج را بخوان و بكوه اجياد برآمد و نميدانست گنج چيست و خواندن چيست و خدا عزّ و جلّ خواندن را به دو الهام كرد ، و در روى زمين هيچ اسبى در سرزمين عرب نماند جز از او پذيرا شد و در فرمان او آمد ، و از اينرو پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله فرمود : سوار اسب شويد كه ميراث پدر شما اسماعيل است . 8 - در قرب الاسناد 105 - : بسندش از على بن جعفر كه از برادرش امام هفتم عليه السّلام پرسيد از جياد كه چرا جيادش خوانند ؟ فرمود : چون اسبها وحشى بودند ، و ابراهيم و اسماعيل بدانها نيازمند شدند و از خدا تبارك و تعالى خواستند آنها را زير فرمانشان آورد ، و او را فرمود ، تا بر ابى قبيس برآيد و فرياد زند الا هلمّ الا هلمَّ و آمدند تا بر كوه جياد ايستادند ، و فرو آمد و آنها را گرفت و آن را جياد ناميدند ، در كتاب المسائل ( مصنف همه آن را در كتاب احتجاجات آورده - 10 : 249 - 921 ) مثل آن است .