العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
113
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
2 - در علل - 2 : 70 : بسندش از عبدوس بن ابى عبيده كه شنيدم حضرت امام رضا عليه السّلام مىفرمود : نخست كسى كه سوار اسب شد اسماعيل بود ، اسب وحشى بود و سوارى نميداد ، خدا عزّ و جلّ آن را از كوه منى براى اسماعيل فراهم كرد و همانا اسب را عراب ناميدند براى آنكه نخست اسماعيل بر آن سوار شد . بيان : يعنى اسب خوب را عربى ناميدند چون نخست سوار بر آن اسماعيل بود كه ريشه عرب است و جد آنها است در نهايه گفته : ( 2 : 88 ) عرب نام اين تيره معروف مردم است كه مفردى ندارد ، خواه چادرنشين بيابان باشند يا در شهرها ، و منسوب بدان را اعرابى و عربى گويند ، و در حديث سطيح است كه « ميكشد اسبهاى عرابى را » يعنى وابستهء بعرب ، ميان اسب و آدم جدا كردند ، آدم را عرب و عربى گفتند و اسب را عراب . 3 - در امان الاخطار - 97 - در حديثى از ابن عباس كه چون اسماعيل بالغ شد خدا از دريا صد اسب برآورد و در مكه تا خدا خواست ميچريدند و بدر خانه او آمدند و آنها را افسار زد و آماده كرد و سوار شد . 4 - در حديث ديگر است از محمّد بن مسلم ( از مسلم بن جندب خ ب ) نخست كس كه سوار اسب شد اسماعيل بود . 5 - در علل - 1 : 35 - : بسندش از ابن عباس كه اسب عربى وحشى بود در سرزمين عرب ، و چون ابراهيم و اسماعيل پايههاى خانه را برآوردند فرمود : البته به تو گنجى دادم كه به كسى پيش از تو ندادم ، گفت : پس ابراهيم و اسماعيل بيرون شدند تا بكوه جياد برآمدند و گفتند الا هلّا الا هلّا و در سرزمين عرب اسبى نماند جز نزد ابراهيم آمد و رام او شد و سر بر كف او نهاد ، و براى همين جياد ناميده شدند ، و پيوسته اسبها از خدا خواهند كه آنها را محبوب صاحبان خود سازد . و اسبها پيوسته زنده بودند تا سليمان آنها را برگرفت ، و چون او را دل بردند فرمود تا گردن آنها را زدند و همه را پى كردند تا 40 اسب زنده ماندند . بيان : فيروزآبادى گفته : هلّا راندن اسب است . . . و خيل چند اسب را