العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

107

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

اهل دوزخش از گند ناى او در آزار بودند و روايت است كه نايش در دوزخ كشيده ميشد . « ولى آنان كه كافرند ميبندند بر خدا دروغ » يعنى دروغ بندند كه اينها را خدا حرام كرده است نفهمى را ويژه بيشتر آورد كه پيرو سران بودند كه نميفهميدند دروغ است مانند خود سران ، و گفتند : يعنى بيشترشان حرام و حلال را تميز ندهند و كمترشان معاندند . اخبار باب 1 - در معانى الاخبار - 148 : بسندى از امام ششم در قول خدا عزّ و جلّ ما جَعَلَ اللَّهُ مِنْ بَحِيرَةٍ تا آخر فرمود : مردم جاهليت چون شترشان دو قلو ميزائيد ميگفتند بهم پيوسته و كشتن و خوردنش را روا نميداشتند و چون ده تا ميزائيد آن را سائبه ميدانستند و سوارى و باربرى و شيرش را حلال نميدانستند و حام فحل شتران بود كه حلالش ندانستند و خدا عزّ و جلّ فرو فرستاد كه او هيچ كدام اينها را حرام نكرده ، عياشى در ( 1 : 347 تفسيرش ) مانند آن را آورده . 2 - در معانى الاخبار : 148 - روايت است كه بحيره شتريست كه پنج شكم زائيده و اگر پنجم نر بوده آن را ميكشتند و مرد و زن ميخوردند و اگر ماده بوده گوشش را شكاف ميدادند و بر زن و مرد گوشت و شيرش حرام بوده و چون ميمرده بر زنها حلال بوده و سائبه شترى بود نذر براى بهبودى از بيمارى و رسيدن به خانه ، وصيله گوسفندى كه هفت شكم آورده اگر هفتم نر بوده سرش را ميبريدند و مرد و زن از آن ميخوردند و اگر ماده بوده در رمه رها ميشده و اگر نر و ماده هر دو بوده گفتند ببرادرش پيوسته و آن را نميكشتند ولى گوشتش بر زنها حرام بوده جز اينكه بميرد و آنگه بر مرد و زن حلال شود ، حام فحلى كه به پشت نبيره‌اش بر آمده و گفتند پشت خود را غرق كرده است و سوارش نميشدند و در