العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

63

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

بن حارثه با او بود و مردم را باسلام ميخواند ، و كسى به او پاسخ نداد و كسى كه آن را پذيرد نيافت سپس به مكه برگشت ، و چون به جائى رسيد بنام وادى مجنه در دل شب با قرآن نماز شب خواند و چند تن پرى به او گذر كردند . و چون قرائت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله را شنيدند گوش دادند و چون گوش گرفتند بهم گفتند خاموش باشيد و چون پايان يافت و رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله از قرائت پرداخت برگشتند نزد قوم خود بيم دهنده گفتند اى قوم ما و البته ما كتابى شنيديم كه پس از موسى فرو آمده و تصديق كند آنچه برابر او است و بدرستى ره نمايد به راه راست ، اى قوم ما بپذيريد داعى خدا را و به او بگرويد - تا فرموده - آنان در گمراهى آشكارند ، و آمدند نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و مسلمان شدند و گرويدند و رسول خدا آداب اسلام را به آنها آموخت . و به پيغمبر خود فرو فرستاد « قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ » تا پايان همه سوره و خدا گفته آنها را باز گفت و رسول خدا از خودشان كسى بر آنها گماشت و همه وقت برسول خدا مراجعه ميكردند و آن حضرت بامير المؤمنين عليه السّلام فرمود : تا به آنها بياموزد و آنها را فقيه سازد ، برخى مؤمن باشند و برخى كافر و هم ناصبى و يهودى و ترسا و گبر و آنها فرزندان جان باشند . و از عالم سؤال شد مؤمنان جن ببهشت ميروند ؟ فرمود : نه ولى خدا را بنگاه هست ميان بهشت و دوزخ كه مؤمنان جن و فاسقان شيعه در آنها باشند . 38 - در كافى ( يافت نشده ولى در تهذيب است ( ج 1 ص 101 ) : بسندش از ليث كه از امام ششم عليه السّلام پرسيدم كسى با استخوان يا پشكل يا چوب استنجاء كند ، فرمود : استخوان و سرگين خوراك پريانند كه با رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله قرار داد كردند ، و با هيچ كدام شايسته نيست . 39 - در علل - 1 : 89 بسندى تا امير المؤمنين عليه السّلام كه چون خدا تبارك و تعالى خواست بدست خود آفريده‌اى آفريند پس از 7 هزار سال از گذشت جن و نسناس در زمين و كار خدا اين شد كه آدم را براى تقدير و تدبيريكه در آسمان