العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
6
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
و در تفسير امام عليه السّلام در باره « فَيَتَعَلَّمُونَ » گذشت كه مقصود اينست كه جادو طلبان از آنچه ديوان بر ملك سليمان نوشتند راجع به نير نجات و از آنچه بر دو فرشته هاروت و ماروت در بابل نازل شد ياد گرفتند كه ميان زن و شوهر جدائى افكنند و زيان بمردم زنند ياد گرفتند دو بهمزنى را با نيرنگ و سخن چينى و دلفريبى باينكه در كجا دعا زير خاك كرده و چه كارى كرده تا زن و مرد دوست هم شوند يا زن و شوهر از هم جدا شوند ولى جز بخواست خدا كارى نتوانند يعنى خدا آنها را رها كند و اگر خواهد به زور جلو آنها را بگيرد . طبرسى - ره - در ( ج 4 ص 461 ) مجمع در تفسير « فَلَمَّا أَلْقَوْا » گفته : يعنى چون جادوگران سحر خود را نمودند و حيله كردند در جنبانيدن عصاها و ريسمانها بوسيله جيوه درون آنها كه بخورشيد گرم شدند و بهر خدعه و فريبى كه داشتند تا مردم خيال كردند مارهايند ، چشم مردم را بستند چون نمايشى دادند بدانها كه واقع آن را نميدانستند ، چون دور بودند و نميگذاشتند نزديك آنها بروند و بفهمند ، و اين دليل است كه جادو حقيقت ندارد ، زيرا اگر در واقع مار شده بودند خدا نميفرمود : چشم مردم را جادو كردند بلكه ميفرمود : چون افكندند مارها گرديدند پايان رازى در ( ج 14 : 203 ) تفسيرش گفته : دليل آنان كه گويند جادو صرف ظاهرسازيست اين آيه است قاضى گفته : اگر جادو حقيقت داشت دلشان را جادو كرده بودند نه چشمشان را ، واحدى گفته مقصود اينست كه چشم بندى كردند تا ديدهها درست نديدند و وارونه ديدند . طبرسى در ( ج 5 ص 126 ) مجمع گفته : « وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُونَ » يعنى پيروز نشوند و دليل بر دعوى خود نياورند و همانا بر ناتوانان فريبكارى كنند « آنچه شما آورديد جادو است » نه آنچه من آوردم خدا جادوى شما را باطل كند چون كار تبهكاران را به نسازد و آن را بيهوده كند تا حق از باطل جدا شود . و در ( ج 5 ص 249 - 250 ) در تفسير « لا تَدْخُلُوا مِنْ بابٍ واحِدٍ » گفته : از چشم