العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

29

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

باشد ولى دليلى ندارد . و فلاسفه اسلامى به پيروى ماديين گويند ماده لطيف ناپيدائى از ديده شور چشم برآيد و بسوراخهاى تن چشم خورده خرد و آنگه خدا هلاكش كند مانند زهر خورده ، در دعوى قطع خطا گفتند گرچه جاى احتمال هست - پايان - . و اين سخن درستى است ولى ابن عربى به سختى منكر آنست ، و گفته‌اند زهر چشم شورچشم است كه با خيره شدن تف آن به چشم خورده رسد مانند تف زهر افعى كه به كسى پيوندد . و يكم را رد كرده به اينكه اگر اثر ديده بود در هر حال بود و چنين نيست و دوم را باينكه زهر افعى جزء آنست ولى شور چشم زهر ندارد جز بديدن و آن خارج از او است . و گفته حق اينست كه اثر چشم آفرينش خداست در هر جا خواهد و بسا آن را بواسطه استعاذه يا جز آن دفع كند و يا پس از وقوعش بدعا و غسل و جز آن پاك كند - پايان سخن او - و در كلام او هم اعتراض هست زيرا آنكه بافعى مثل زده مقصودش اين نيست كه به چشم زده بچسبد و زهرش به او رسد بلكه مشهور است كه يك نوع افعى باشد كه با ديده آدمى را بكشد و شور چشم همچنين است ، و مقصود خطابى تاثير مادى نيست كه فلاسفه گويند بلكه اثر خداست در چشم زدن شور چشم . و بزاز بسند حسن از جابر آورده كه بيشتر مردنها پس از قضاء و قدر خدا از نفس است و راوى گفته مقصود چشم زدنست ، و شيوه خداست كه بسا نيرو و اثر بجسم و روح داده چنانچه كسى كه به محتشمى نگرد شرم كند و چهره‌اش سخت سرخ شود كه پيشتر نبوده و نزد ديدن ترس‌آور زرد شود ، و بسيارى مردم با ديد آن ترس بيمار شوند و ناتوان ، و اين همه براى اثريست كه خدا بروح داده و چون پيوست با ديده دارد بدان وابسته گردد و خود آن اثر ندارد . و همانا اثر از روح است و ارواح در طبع و نيرو و خاصيت گوناگونند ،