العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
272
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
ولى بيشتر پيروان آئين و باور كنان پيمبران بپرى اعتراف دارند و از گروه بسيارى فلاسفه قديم و اصحاب روحانيات هم نقل شده و آنها را ارواح سفلى ناميدند و پنداشتند ارواح سفلى زودتر اجابت كنند و سستتر باشند و ارواح فلكى دور اجابت و سخت نيرو باشند . و معتقدان بوجود پرى را دو قول است 1 - جواهرى مجرد از ماده و خود دارند و بايست نباشد كه همانند ذات خدا شوند ، زيرا مجرد بودن يعنى جسم نبودن و جسمانى نبودن و اينها اوصاف سلبى باشند و مشاركت در عدميات بمعنى همانندى ذات نيست . گفتند اين ارواح كه همه مجردند در ماهيت از هم جدايند و گوناگون مانند اعراض كه همه در نياز به محل شريكند ولى در ماهيت از هم جدا ، برخى نيكند ، برخى بد ، برخى ارجمند و راد ، خير خواه و آزاد ، برخى پست ، زبون بدخواه و آفت آور و شماره انواع و اصناف آنها را جز خدا تعالى نداند . گفتند مجرد بودن آنها جلوگير نيست از اينكه خوبيها را بدانند و هر كارى را بتوانند و شنوا و بينا و دانا بنيكى باشند و توانا بر كارها و دور نيست كه برخى كارهاى دشوار توانند كه آدمى از آن درماند ، و دور نيست هر نوعيشان بنوعى مخصوص از اجسام اين جهان وابسته باشند ، و چنانچه نفس ناطقه آدمى نخست وابسته با روح تن او است كه بخارى لطيف است و از زلالترين پارههاى خون در گوشه چپ دل پديد گردد و بوسيله آن با همه اعضائى كه اين بخار در آنها روانست پيوسته شود ، دور نباشد كه هر كدام از پريها نخست بجزئى از هوا پيوسته شوند و بوسيله آن بجسم كثيف وابسته گردند و در آن تصرف كنند . برخى پرى را از همان ارواح در گذشتگان آدمى دانند كه پس از جدائى از تن نيرومند شدند و برازهاى آن جهان آگاه گرديدند و با روح آدم زندهاى همانند باشند و بدان پيوندند و اگر او نيكخواه است ويرا فرشته