العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

265

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

بدرون او رود بايد زيانى ويژه به او زند . سوّم : شيطان آتشين است و اگر بدرون تن آدمى ميرفت بايد مانند آتش در درون خود احساس كند . چهارم : شياطين دوست گناه و كفر و فسق باشند و ما سخت بر آنها لابه كنيم كه انواع كفر و فسق از خود نشان دهند و اثرى نيابيم و خلاصه نه دشمنى آنها زيانى دارد و نه دوستى آنها سودى و نشانى و معتقدان بنفوذ شيطان از دليل نخست پاسخ دادند كه اين اعتراض بنا بر اينكه روح مجرّدند بيهوده است و اگر هم جسم لطيفند مانند پرتو و هوا باز وجهى ندارد . و از دوم باينكه دور نيست گفت : خدا و فرشته‌ها آنها را از آزار علماء باز ميدارند . و از سوّم : باينكه چون خدا به آتش ابراهيم فرمود : « سرد و سالم باش بر ابراهيم 69 - الأنبياء » چرا در اينجا مانند آن روا نباشد ، و از چهارم : باينكه شياطين فاعل مختارند و بسا كار زشتى را نخواهند انجام دهند . مسأله 9 - در تحقيق وسوسه طبق تحقيق غزالى در كتاب الاحياء گفته : دل چون گنبديست كه درها دارد و احوال از هر در بر آن ريزند يا چون نشانى كه از هر سو تير بر آن زنند يا چون آينه در رهگذر كه پياپى مردم در برابر آن گذرند و صورتها بدنبال هم در آن ديده شوند ، يا چون حوضى كه آبهاى گوناگون از جويهاى باز در آن ريزند ، و ورود آثار در دل در هر ساعت يا از برونست بواسطه حواس پنجگانه و يا از درونست چون خيال ، شهوت و خشم و اخلاقى كه در مزاج آدمى آميختند و چون شهوت و خشم هم افروخته شوند از آنها اثرها در دل با ديد گردند . و چون آدمى از ادراكات حواس ظاهر جلو گيرد و چشم و گوش بندد باز خيال در نفس بماند و از سوئى بسوئى دود و دل را دگرگون سازد و بهر جا كشاند ، و دل پيوسته در دگرگونيست و ويژه‌تر اثر دل خاطره‌ها است ، يعنى