العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

264

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

منكران چند دليل آوردند يكم : قول خدا تعالى بنقل از ابليس « و نبود مرا بر شما تسلطى جز اينكه شما را دعوت كردم و از من پذيرفتيد » صريح است كه شيطان جز يك تسلط بر آدمى ندارد و آن هم وسوسه كردن و دعوت بباطل است . دوم : شك ندارد كه پيغمبران و علماء محقق مردم را بلعن شيطان دعوت كنند و بيزارى از آنان و بايد شياطين دشمن آنها باشند ، و اگر ميتوانستند در درون بشر نفوذ كنند و بلاء و بدى به آنها رسانند بايد پيغمبران و علماء بيش از ديگران از آنان زيان كشند و چون چنين نيست آن دعوى باطل است . مسأله 7 [ در احوال فرشته و پرى ] - اتفاق دارند كه فرشته‌ها نه بخورند و نه بنوشند و نه بگايند ، تسبيح گويند شب و روز وانمانند و اما جن و شياطين بخورند و بنوشند ، پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله در باره سرگين و استخوان فرمود : كه آنها توشه برادران پرى شمايند ، و نيز فرزند آرند كه خدا فرمود : « آيا او را و فرزندانش را دوستان خود گيريد در برابر خدا » و خدا داناتر است . [ در مورد وسوسه ] مسأله 8 - در وضع وسوسه به شرحى كه در اخبار است ، گفتند كه فرو رود درون آدمى و سر نهد بر حبه دلش و او را وسوسه كند و دليل آنها فرموده پيغمبر است صلّى اللَّه عليه و آله كه شيطان چون خون در تن آدمى روانست ، هلا راه او را تنگ كنيد بگرسنه ماندن ، فرمود : اگر نبود كه شياطين گرد دلهاى آدميزاده‌ها را فرا دارند البته بملكوت آسمانها و زمين نگران بودند . برخى مردمند كه گويند بايد اين اخبار را تاويل كرد چون ظاهر آنها نشدنيست و چند دليل آوردند : يكم : رفتن شياطين در درون آدمى نشدنيست زيرا يا بايد روزنه‌ها گشاد شوند يا اجسام درهم روند . دوم : آنچه گفتيم كه دشمن سخت آدميند كه دين دار است و اگر ميتوانست