العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
254
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
بنوشيدن آب ندارد ، و گفتند هر نوشابه روباز است و قتيبى گفته : منظور آنچه است كه از نوشابه بدور ريزند چون كف و خاشاك گفته : در حديث است كه هيچ آدمى نيست جز همراهش شيطانيست ، گفتند و با تو هم ؟ فرمود : آرى ولى خدا مرا به دو كمك داده و او تسليم شده و مسلمان گرديده و من از شر او آسودهام . من گويم : داستان سعد بن عباده را بدروغ بر پريان بستند و او را فرستاده عمر كشت چنانچه در كتاب فتن شرح داديم . در نهايه است كه صبا گويند به كسى كه از كيش خود بكيش ديگرى گرائيده و قريش پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله را صابى گفتند كه از كيش قريش بكيش اسلام گرائيد و مسلمانان را صباة ميخواندند . در قاموس گويد : غريف آواز پريست كه چون زنگ در بيابانها شنيده شود در شب و غراف ريگزاريست از بنى سعد يا كوهى است در دهناء 12 ميلى مدينه و اين نام براى آنست كه در آن آواز پرى شنيده شود و ابرق الغراف آبيست از بنى سعد . در نهايه است كه گفت : به جنى تو را ضئيل و شخيت بينم ، ضئيل بمعنى لاغر و شخيت بمعنى باريكاندام و كمگوشت رازى در ديباچه تفسيرش در تحقيق استعاذه از شيطان و بيان آنكه از او پناه گيرند گفته : در آن مسائلى است . [ مسائلى در مورد استعاذه ] 1 [ در ماهيت پرى و ديو ] مردم اختلاف دارند كه پرى و ديو هستند يا نه ؟ و برخى مردم منكر بودن آنهايند ، و بايد نخست از ماهيت پرى و ديو بحث كرد و گوئيم همه ميگويند پرى و ديو اشخاصى تنومند چون مردم و بهائم نيستند كه بيايند و بروند و خلاصه در باره آنها دو قول است يكم : جسمى هواوشند و توانند بهر شكلى درآيند و خرد و فهم دارند و بر كارهاى سخت و دشوار توانايند ، دوم : بسيارى آنها را وجود مجرّد و لا مكان دانند و بيجسم ، و اين گونه موجودات گاهى و الا و