العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

245

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

كنند ؟ گفت ، چند جنسند ، و پاك و خالص آنها از باد است نه بخورند و نه بنوشند و نه در دنيا بميرند و نه زايش دارند و اجناسى دارند كه ميخورند و مينوشند و ازدواج دارند چون سعالا ، غول ، قطارب و مانند آنها . قرافى گفته ، مردم همه ابليس را كافر دانند بر سر داستان او با آدم عليه السّلام و دليل كفرش سجده نكردن او نيست و گر نه بايد بهر كه سجده فرمودند و نكرد كافر باشد و چنين نيست ، و كفرش براى حسد بردن بر آدم نسبت بمقام او نيست و گر نه بايد هر حسودى كافر باشد و چنين نيست ، و كفرش براى نافرمانى و فسق او نيست و گر نه بايد هر نافرمان و فاسقى كافر باشد ، و اين موضوع بر جمعى فقهاء مشكل شده تا چه رسد به ديگران . و بايد دانست كه علت كفر او اينست كه نسبت ستمكارى به خدا داد و كار ناپسند و اين را در ضمن گفته خود « من بهتر از اويم مرا از آتش آفريدى و او را از گل » آشكار كرد ، و منظورش بگفته پيشوايان محقق از مفسران و ديگران اينست كه واداشتن بزرگ و و الا به سجده بر زبون جور است و ستم و اينست وجه كفر او لعنه اللَّه و مسلمانان اتفاق دارند كه هر كه آن را به خدا تعالى و تنزّه بندد كافر است اختلاف دارند كه پيش از ابليس كافرى بوده يا نه ؟ قولى است كه نه و او نخست كافر است و برخى هم گفتند پيش از او كفارى بودند چون پريانى كه در زمين بودند پايان آيا كفر ابليس از نادانى شد يا لج‌بازى اهل سنت دو قول دارند و خلافى نيست كه پيش از كفرش خداشناس بوده ، هر كه او را از نادانى كافر داند گويد دانش او رفت و خدانشناس شد چون كافر شد و آنكه از لج داند گويد كافرى خداشناس بود ، ابن عطيه گفته : كفر با ماندن دانش او بعيد است جز اينكه به نظر من رواست و نشدنى نيست با خذلان خدا تعالى هر كه را خواهد .