العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

240

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

زنى ديدم به پشت خوابيده گفتم از پريانى كه نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله رفتند ديدى ؟ گفت آرى ، عليّة بن سمحج كه رسول خدايش عبد اللّه ناميد برايم باز گفت كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : بر هر بيمارى يس خوانند و بميرد سيراب مرده و سيراب بگور رفته و در قيامت سيراب محشور شود . در اسد الغابه است از انس بن مالك كه با رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله از كوههاى مكه بيرون شديم و ناگاه شيخى تكيه بر عصا پيش آمد و پيغمبر فرمود : راه رفتن و آهنگ جن دارى ؟ گفت : آرى ، فرمود : از كدام پريانى ؟ گفت : من هامة بن هيم - يا ابى هيم - بن لاقيس بن ابليسم ، فرمود : ميان تو و او جز دو پدر فاصله ندانم ، گفت : آرى فرمود : چند سال دارى ؟ گفت : همه عمر دنيا جز اندكى از آن ، در آن شبها كه قابيل هابيل را كشت پسر بچه‌اى چند ساله بودم و بر بلنديها برميآمدم و بمردم سركشى ميكردم ، فرمود : بدكارى ميكردى . گفت يا رسول اللَّه سرزنشم مكن كه من از مؤمنان بنوحم و بدست او توبه كردم ، و من او را بنفرين بر قومش سرزنش كردم و گريست و مرا گرياند و گفت به خدا كه من از پشيمانهايم ، و پناه برم به خدا كه از نادانها باشم ، هود را ديدار كردم و به او ايمان آوردم ، ابراهيم را ديدار كردم و با او به آتش رفتم چون در آتش افكندند ، با يوسف بتك چاه رفتم و بر او پيشى جستم ، با شعيب و با موسى بودم ، عيسى بن مريم را ديدار كردم و به من فرمود : اگر محمّد را ديدى از منش سلام برسان ، من پيامش به تو رساندم و به تو گرويدم . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : بر تو و بر عيسى درود اى هامه چه حاجتى دارى ؟ موسى به من تورات آموخت ، عيسى انجيل و شما قرآن به من بياموزيد و قرآن را به او آموخت . و در روايتى ده سوره قرآن را به او آموخت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله از دنيا رفت و جز مرگش را بما نداد و ما او را جز زنده ندانيم و خدا داناتر است