العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
227
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
و استدلال كردند بجدائى جن از فرشته باينكه فرشته روحانيست و مايه آفرينش او نزد برخى هواء و نزد ديگران نور است و خوراك و نوشاك ندارند و جنّ از آتش آفريدهاند كه خدا تعالى فرموده « و جان را از آن پيش از آتش زلال آفريديم ، 27 - الحجر » و در اخبار هم از استنجاء با استخوان و سرگين غدقن شده براى اينكه خوراك جن و دواب آنهايند و جواب دادند بمنع همه مقدمات ، در تبيان گفته : اگر دانسته شود كه فرشتهها خوردن و نوشيدن ندارند دانستن اين نتوانيم كه ابليس مىخورد و مينوشد با اينكه گفتند آنان خوراك را ببويند و نخورند ( تبيان شيخ طوسى 7 : 57 ) . و استدلال شده نيز بقول خدا « و روزى كه همه را محشور كند وانگه بفرشتهها فرمايد آيا اينان شما را ميپرستيدند ؟ گويند منزهى تو ، سرپرست ما توئى نه آنها بلكه جن را ميپرستيدند و بيشترشان بدانها مؤمن بودند 30 و 31 » سبا » ، و معارضه شده با قول خدا در آيه ديگر « و ساختند ميان او جن پيوند نسب 159 - الصافات » زيرا قريش ميگفتند فرشتهها دختران خدايند و خدا گفته آنها را رد كرد و فرمود « سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ » ، 159 الصافات » . و جواب داده شده كه آيه بوجوه ديگر تفسير شده يكى آنكه مقصود از آن گفته زنادقه است كه خدا و ابليس برادرند يا اينكه خدا نور و خير و حيوان سودمند آفريد و ابليس تاريكى و بدى و حيوان زيانبار ، و برخى شيطان را با خدا پرستند و اينست پيوستى كه ميان خدا و جن ساختند و يكى اينكه گفتند خدا با جن ازدواج كرده و فرشتهها پديد شدند . و آنها كه ابليس را فرشته دانند دو دليل آرند يكى اينكه خدا تعالى او را از ملائكه استثناء كرده و استثناء يعنى بيرون كردن فردى از جنس كه اگر استثناء نبود داخل بود و بنا بر اين بايد فرشته باشد و جواب دادند كه استثناء در اينجا