العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

228

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

منقطع است ، و آن در كلام عرب مشهور و در قرآن هم مشهور است خدا سبحانه فرموده « نشنوند در آن بيهوده و گناه‌كارى جز گفتن سلام سلام ، 26 - الواقعه » و فرموده « نخوريد مالتان را ميان خودتان به بيهوده جز اينكه تجارت باشد برضاى شما 38 - النساء » بعلاوه اين يك پرى بود ميان هزارها فرشته و در تعبير مغلوب آنها شد و از آنها استثناء شد كه همه سجده كردند جز او براى اينكه او هم فرمان سجده داشت و به اين اعتبار استثناء او رواست و مردود شده كه هر دو وجه خلاف اصل باشند و بىضرورت سخن بدانها تفسير نشود ، و دلائل فرشته نبودنش عموم است و اگر فرشته باشد تخصيص لازم آيد و اگر نباشد بايد استثناء حمل بر منقطع شود ، و تخصيص عموم در قرآن بيش از استثناء منقطع است ، و قول ما بهتر است . و اما اينكه گفتيد يك پرى ميان هزارها فرشته در تعبير مغلوب است ، در صورتى كثير بر قليل غالب شود كه آن قليل مورد توجه نباشد و اما اگر اصل و مايه سخن همان قليل باشد نبايد مغلوب كثير گردد ، و اين مورد نظر است . دوم : اينكه اگر ابليس فرشته نبود فرمان سجده كه خطاب بفرشته‌ها است كه فرمود : « قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا » شامل او نميشد تا ترك سجود او سرپيچى و تكبر و گناه باشد ، و سزاوار نكوهش و كيفر نبود پس دانستيم كه خطاب شامل او است و اين دليل است كه فرشته است . و جواب دادند كه اگر چه فرشته نبود ولى ميان آنها بزرگ شده و با آنها آميخته بود و چسبيده و از اين رو خطاب او را فرا گرفت بعلاوه بسا كه فرمان بخصوصى براى سجده داشته كه از قول خدا « ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ » فهميده مىشود . و نخست مردود است باينكه آميختن وى بدانها مايه توجه خطاب به دو نشود چنانچه در جاى خودش ثابت شده و دومى باينكه ظاهر قول خدا تعالى « و چون