العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
218
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
168 - در دعائم - از على عليه السّلام كه يك شب بهمراه رسول خدا بوديم و ستارهاى پرتاب شد و نهان گرديد ، و آن حضرت بمردم فرمود : شما در زمان جاهليت كه مانند آن را ميديديد چه ميگفتيد ؟ گفتند : ميگفتيم بزرگى مرده و بزرگى زاده . فرمود : آن پرتاب نشود براى مرگ كسى يا زندگى كسى ، ولى چون پروردگار ما كارى را فرمان دهد و مقدر سازد ، حاملان عرش تسبيح گويند و آن را بگويند و اهل آسمانى كه پهلوى آنها است بشنوند و بگويندش تا برسد باهل آسمان دنيا و ديوان گوش ايستند و بسا چيزى از آن را دريابند و بكاهنان رسانند و در آن بيش و كم كنند و كاهنان بسا خطا كنند و بسا درست گويند . سپس خداوند با اين اختران آسمان را غدقن كرد و كهانت برداشته شد و ديگر پيشگوئى نيست و امام ششم اين آيه را خواند » إِلَّا مَنِ اسْتَرَقَ السَّمْعَ فَأَتْبَعَهُ شِهابٌ مُبِينٌ - درستش : شهاب مبين است - 18 - الحجر » و اينست فرموده خدا « و راستى ما بوديم كه كمين مينشستيم براى گوش گرفتن - الآية - 9 - الجنّ ) . 169 - در منثور سيوطى - 1 - 51 - از ابن عمر كه ابليس بموسى برخورد و به او گفت : توئى كه خدايت برسالت برگزيده و به خوبى با تو سخن گفته ، من گناه كردم و ميخواهم توبه كنم برايم نزد پروردگارم شفيع شو تا توبه مرا بپذيرد ، موسى گفت : بسيار خوب ، و بدرگاه خدا دعا كرد و گفتند حاجتت برآورده است ، و موسى ابليس را ديد و فرمود : فرمان دارى بگور آدم سجده كنى تا توبهات پذيرفته شود ، سربزرگى كرد و خشم نمود و گفت : من بزنده او سجده نكردم ، بمردهاش سجده كنم ؟ سپس ابليس بموسى گفت : براى اين شفاعت تو را بر من حقى است در سه جا به ياد من باش كه تو را چون ديگران هلاك نكنم : 1 - چون خشم كنى كه من مانند خون در وجودت روان گردم 2 - چون در جهاد بر دشمن روى كه آدمى را به ياد زن و فرزندش آرم تا برگردد 3 - مبادا با زن بيگانه همنشين شوى كه من پيغام شما را بهم رسانم